هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به توصیف غم و اندوه جهان و آسمانها به دلیل عزای نوجوانان میپردازد. عناصر طبیعت مانند آسمان، زمین، خورشید و ستارگان همگی در حال گریه و سوگواری هستند. این شعر از تشبیهات و تصاویر زیبایی مانند گریه فلک، خون چشم گردون و اشک باریدن هوا استفاده میکند تا عمق ماتم را نشان دهد.
رده سنی:
15+
متن دارای مضامین غمانگیز و پیچیده است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از تشبیهات و استعارههای ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد تا بتوان آن را به خوبی درک کرد.
شماره ۱۱ - فلک را دیده گریان است امروز
فلک را دیده گریان است امروز
ملک را سینه بریان است امروز ۱
جهان را در عزای نوجوانان
سر غم در گریبان است امروز ۲
به داغ نوخطان روح القدس را
سر زاری و افغان است امروز ۳
که ذرات دو عالم پست و بالا
درین ماتم خروشان است امروز ۴
به حسرت متفق مقبول و قابل
سراپای دو کیهان است امروز ۵
چو عشاق دل ازکف داده کیهان
به کار خویش حیران است امروز ۶
چو زلف خوبرویان ختایی
جماعت ها پریشان است امروز ۷
ز خون چشم گردون دامن دشت
نظیر کان مرجان است امروز ۸
سر خورشید از این غم تا قیامت
چو ماتم دیده عریان است امروز ۹
هوا بر خاک از جزع درر بار
چو انجم گوهر افشان است امروز ۱۰
به روی روزگار اشک پیاپی
روان چون ابر نیسان است امروز ۱۱
ز خون گلعذاران طرف وادی
چو اطراف گلستان است امروز ۱۲
ز هر سوخفته در خون نیکبختی
مگر خود عید قربان است امروز ۱۳
بنای صبر هرویران و آباد
ز سیل دیده ویران است امروز ۱۴
سراسر آفرینش را ز یزدان
به امر نوحه فرمان است امروز ۱۵
چو دور افتاده از جانان جهان را
وداع جسم با جان است امروز ۱۶
چو صبر عاشق از دل مرد و زن را
شکیبایی گریزان است امروز ۱۷
یکی اشکش به هامون است فردا
یکی آهش به کیوان است امروز ۱۸
ز خون دیدگان دامان صحرا
بدخشان در بدخشان است امروز ۱۹
چو دوش از تاب این آتش نشد آب
به سختی سنگ و سندان است امروز ۲۰
صفایی را به یاد تشنه کامان
سرشک از دل به دامان است امروز ۲۱
ملک را سینه بریان است امروز ۱
جهان را در عزای نوجوانان
سر غم در گریبان است امروز ۲
به داغ نوخطان روح القدس را
سر زاری و افغان است امروز ۳
که ذرات دو عالم پست و بالا
درین ماتم خروشان است امروز ۴
به حسرت متفق مقبول و قابل
سراپای دو کیهان است امروز ۵
چو عشاق دل ازکف داده کیهان
به کار خویش حیران است امروز ۶
چو زلف خوبرویان ختایی
جماعت ها پریشان است امروز ۷
ز خون چشم گردون دامن دشت
نظیر کان مرجان است امروز ۸
سر خورشید از این غم تا قیامت
چو ماتم دیده عریان است امروز ۹
هوا بر خاک از جزع درر بار
چو انجم گوهر افشان است امروز ۱۰
به روی روزگار اشک پیاپی
روان چون ابر نیسان است امروز ۱۱
ز خون گلعذاران طرف وادی
چو اطراف گلستان است امروز ۱۲
ز هر سوخفته در خون نیکبختی
مگر خود عید قربان است امروز ۱۳
بنای صبر هرویران و آباد
ز سیل دیده ویران است امروز ۱۴
سراسر آفرینش را ز یزدان
به امر نوحه فرمان است امروز ۱۵
چو دور افتاده از جانان جهان را
وداع جسم با جان است امروز ۱۶
چو صبر عاشق از دل مرد و زن را
شکیبایی گریزان است امروز ۱۷
یکی اشکش به هامون است فردا
یکی آهش به کیوان است امروز ۱۸
ز خون دیدگان دامان صحرا
بدخشان در بدخشان است امروز ۱۹
چو دوش از تاب این آتش نشد آب
به سختی سنگ و سندان است امروز ۲۰
صفایی را به یاد تشنه کامان
سرشک از دل به دامان است امروز ۲۱
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۲۱
۲۴۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰ - مدر پیراهن طاقت غریبان را
گوهر بعدی:شماره ۱۲ - آنکه آمد نه فلک نیم آستانش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.