هوش مصنوعی:
این شعر یک نالهی عاشقانه و غمانگیز است که در آن شاعر از بیوفایی و جفای معشوق یا برادرش شکایت میکند. او از رنجهای عاطفی، تنهایی و بیماری خود میگوید و از معشوق میخواهد که به او رحم کند. شاعر همچنین از تغییر رفتار و بیمهری اطرافیانش ابراز ناراحتی میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاطفی عمیق، رنجهای روحی و شکایت از بیوفایی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. درک کامل این شعر نیاز به بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی دارد.
شماره ۱۹ - یکی ای صبا تو برای خدا
یکی ای صبا تو برای خدا
قدم از مدینه رنجه نما ۱
برو از وفا سوی نینوا
به پدر بگوی و برادرم ۲
که غریب کوی ولا پدر
نه اسیر بند بلا پدر ۳
نه قتیل تیغ جفا پدر
ننهی چرا قدس به سرم ۴
نه شروط برادری چنین
نه خود آیین پدری چنین ۵
نه طریقه ی مادری چنین
که من این رویه به سر برم ۶
نه رفیق غمم شدی اخا
نه به پرسشم آمدی اخا ۷
نه برم قدمی زدی اخا
ز شما کنم گله یا پدرم ۸
همه مهر برادری چه شد
شم و شیوه خواهری چه شد ۹
رگ و ریشه مادری چه شد
که چنین فکنده از نظرم ۱۰
ز فساد سپهر و ستیز قمر
ز غرور قضا و عناد قدر ۱۱
ز چه همره خود نبرده پدر
چو دگر کسان درین سفرم ۱۲
تو بیا به تاب و تبم ببین
غم و انده و تعبم ببین ۱۳
گذران روز و شبم ببین
ز گلوی خشک و چشم ترم ۱۴
همه شب ز غمت چو شمع سحر
رودم ز دو دیده خون جگر ۱۵
چه شود که نهی قدمم به سر
که به خاکپای تو جان سپرم ۱۶
پی سیر آن روضات صفا
پر و بال من ز قفس بگشا ۱۷
نشدم ز داغ غمت رها
که شکسته بال و گسسته پرم ۱۸
به درون پر شررم نگر
لب خشک و چشم ترم نگر ۱۹
به دم پدر پدرم نگر
که نفس نفس همه دم بترم ۲۰
عجب آیدم ز وفای تو
ز وفای جفانمای تو ۲۱
به که رو کنم ز جفای تو
ز تو شکوه خود به کجا برم ۲۲
همه پاره ی دل غذای من
همه اشک دیده دوای من ۲۳
نبود اگر این دو برای من
چبود دوا و غذای دگرم ۲۴
به مرض شده تاهمه مبتلا
به رضای حق آمده ام رضا ۲۵
ولی از تو تا شده ام جدا
نه رضا ز قضا و نه از قدرم ۲۶
نه صفایی ازین عزا همی
عبث آمده نوحه سرا همی ۲۷
که رقم کنی به عطا همی
ز سگان خاصه ی این درم ۲۸
قدم از مدینه رنجه نما ۱
برو از وفا سوی نینوا
به پدر بگوی و برادرم ۲
که غریب کوی ولا پدر
نه اسیر بند بلا پدر ۳
نه قتیل تیغ جفا پدر
ننهی چرا قدس به سرم ۴
نه شروط برادری چنین
نه خود آیین پدری چنین ۵
نه طریقه ی مادری چنین
که من این رویه به سر برم ۶
نه رفیق غمم شدی اخا
نه به پرسشم آمدی اخا ۷
نه برم قدمی زدی اخا
ز شما کنم گله یا پدرم ۸
همه مهر برادری چه شد
شم و شیوه خواهری چه شد ۹
رگ و ریشه مادری چه شد
که چنین فکنده از نظرم ۱۰
ز فساد سپهر و ستیز قمر
ز غرور قضا و عناد قدر ۱۱
ز چه همره خود نبرده پدر
چو دگر کسان درین سفرم ۱۲
تو بیا به تاب و تبم ببین
غم و انده و تعبم ببین ۱۳
گذران روز و شبم ببین
ز گلوی خشک و چشم ترم ۱۴
همه شب ز غمت چو شمع سحر
رودم ز دو دیده خون جگر ۱۵
چه شود که نهی قدمم به سر
که به خاکپای تو جان سپرم ۱۶
پی سیر آن روضات صفا
پر و بال من ز قفس بگشا ۱۷
نشدم ز داغ غمت رها
که شکسته بال و گسسته پرم ۱۸
به درون پر شررم نگر
لب خشک و چشم ترم نگر ۱۹
به دم پدر پدرم نگر
که نفس نفس همه دم بترم ۲۰
عجب آیدم ز وفای تو
ز وفای جفانمای تو ۲۱
به که رو کنم ز جفای تو
ز تو شکوه خود به کجا برم ۲۲
همه پاره ی دل غذای من
همه اشک دیده دوای من ۲۳
نبود اگر این دو برای من
چبود دوا و غذای دگرم ۲۴
به مرض شده تاهمه مبتلا
به رضای حق آمده ام رضا ۲۵
ولی از تو تا شده ام جدا
نه رضا ز قضا و نه از قدرم ۲۶
نه صفایی ازین عزا همی
عبث آمده نوحه سرا همی ۲۷
که رقم کنی به عطا همی
ز سگان خاصه ی این درم ۲۸
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۲۸
۲۴۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸ - از دور نیلی سپهر
گوهر بعدی:شماره ۲۰ - دردا که از زین سرنگون افتاد بر خاک اکبرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.