هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از تغییرات ناگهانی در احساسات و حالات خود سخن میگوید. او از سودای ناگهانی، مستی، ترس از سرما، و بیمیلی به زندگی پس از این صحبت میکند. همچنین، از مفاهیمی مانند روزه، عید، و پوستین برای بیان حالات درونی خود استفاده میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند مستی و بیمیلی به زندگی نیاز به بلوغ فکری برای درک مناسب دارد.
شمارهٔ ۸۳ - سلمان ساوجی فرماید
میبرد سودای چشم مستش از راهم دگر
از کجا پیدا شد این سودای ناگاهم دگر ۱
در جواب او ۲
میبرد سودای صوف مشکی از راهم دگر
از کجا پیدا شد این سودای ناگاهم دگر ۳
شب شوم چون مست گویم پوستین بخشم صباح
خوف سرما زان بگرداند سحرگاهم دگر ۴
با وجود روزه گر عیدم نباشد رخت نو
بعد ازین خود زندگی زین پس نمیخواهم دگر ۵
جامه سان کف میزنم بر رو نمیدانم چرا
اینقدر دانم که چون صابون همی کاهم دگر ۶
ساعد عقد سپیچ از سرچه میپیچیم ازو
پنچه در میافکند با دست کوتاهم دگر ۷
تا نشد سرما نیفتادم بوقت پوستین
چله یخ بندقاری کرد آگاهم دگر ۸
از کجا پیدا شد این سودای ناگاهم دگر ۱
در جواب او ۲
میبرد سودای صوف مشکی از راهم دگر
از کجا پیدا شد این سودای ناگاهم دگر ۳
شب شوم چون مست گویم پوستین بخشم صباح
خوف سرما زان بگرداند سحرگاهم دگر ۴
با وجود روزه گر عیدم نباشد رخت نو
بعد ازین خود زندگی زین پس نمیخواهم دگر ۵
جامه سان کف میزنم بر رو نمیدانم چرا
اینقدر دانم که چون صابون همی کاهم دگر ۶
ساعد عقد سپیچ از سرچه میپیچیم ازو
پنچه در میافکند با دست کوتاهم دگر ۷
تا نشد سرما نیفتادم بوقت پوستین
چله یخ بندقاری کرد آگاهم دگر ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۱۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۸۲ - مولانا محمد حافظ فرماید
گوهر بعدی:شمارهٔ ۸۴ - اوحدی فرماید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.