هوش مصنوعی:
عشق به ناگاه وارد میشود و شخص را از خود بیخبر میکند، او را آشفتهتر از زلف پریشانش میسازد و از حال دل غمزدگان آگاه میشود. عشق وفا را در خاطر او میریزد و نظم و ترتیب زلف موزونش را برهم میزند و آن را زیر و زبر میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۸۳ - عشق آمد و یکباره ز خود بی خبرش کرد
عشق آمد و یکباره ز خود بی خبرش کرد
از زلف پریشان خود آشفته ترش کرد ۱
عشق آمد و درخاطر او رنگ وفا ریخت
از حال دل غمزدگان باخبرش کرد ۲
آن زلف که یک موی نبودش بخطا کار
عشق آمد و برهم زد و زیر و زبرش کرد ۳
زد چنگ بدان طره موزون منظم
صد حلقه و صد سلسله بر یگدگرش کرد ۴
از زلف پریشان خود آشفته ترش کرد ۱
عشق آمد و درخاطر او رنگ وفا ریخت
از حال دل غمزدگان باخبرش کرد ۲
آن زلف که یک موی نبودش بخطا کار
عشق آمد و برهم زد و زیر و زبرش کرد ۳
زد چنگ بدان طره موزون منظم
صد حلقه و صد سلسله بر یگدگرش کرد ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۱۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۲ - بهار شد که جهان خرمی ز سر گیرد
گوهر بعدی:شماره ۱۸۴ - میرود نیسان و میآید ایار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.