هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد عشق و رنج دلشکستگی میگوید. او از معشوق شکایت دارد که دلش را ویران کرده و با غارت عشقش، او را در مرارت انداخته است. شاعر به عشق و شیرینی لب معشوق اشاره میکند، اما از جسارت و بیاعتنایی او نیز گلایه دارد. در نهایت، او از بلنداقبالی خود در وصال معشوق سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و دلشکستگی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۳۳ - نگفتم دل مکن اینقدر غارت
نگفتم دل مکن اینقدر غارت
که ترسم آخر افتی در مرارت ۱
شه آگه گشته و داده است فرمان
به گیر و دار هر کس کرده غارت ۲
دل ما راچرا ویرانه کردی
نمی بودت اگر عزم عمارت ۳
لب لعل تو از بس هست شیرین
خیالش در مزاج آرد حرارت ۴
همی بینم به روی دوشت افتد
چرا دارد چنین زلفت جسارت ۵
بشارت می دهم خود جان ودل را
به قتلم گر بفرمایی اشارت ۶
ندارد عشق و زاهد گشته عابد
چه حاصل از نماز بی طهارت ۷
بهای بوسه ات دادم دل وجان
نکرده بهتر از این کس تجارت ۸
بلند اقبال گردیدم هماندم
که از وصل تو دادنم بشارت ۹
که ترسم آخر افتی در مرارت ۱
شه آگه گشته و داده است فرمان
به گیر و دار هر کس کرده غارت ۲
دل ما راچرا ویرانه کردی
نمی بودت اگر عزم عمارت ۳
لب لعل تو از بس هست شیرین
خیالش در مزاج آرد حرارت ۴
همی بینم به روی دوشت افتد
چرا دارد چنین زلفت جسارت ۵
بشارت می دهم خود جان ودل را
به قتلم گر بفرمایی اشارت ۶
ندارد عشق و زاهد گشته عابد
چه حاصل از نماز بی طهارت ۷
بهای بوسه ات دادم دل وجان
نکرده بهتر از این کس تجارت ۸
بلند اقبال گردیدم هماندم
که از وصل تو دادنم بشارت ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۱۹۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲ - دل گشته در برم خون از طبع زودرنجت
گوهر بعدی:شماره ۳۴ - بی رخ وزلف تو روز ما سیه تر از شب است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.