هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق و دل‌بستگی به معشوق سخن می‌گوید و با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند زلف، لب لعل، و چشمان سحرآمیز، احساسات عمیق عاشقانه و رنج‌های ناشی از هجران را بیان می‌کند. همچنین، مفاهیمی مانند کفر و ایمان، بهشت و دوزخ، و سحر و جادو در قالب این عشق زمینی و آسمانی گنجانده شده‌اند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با استفاده از استعاره‌های پیچیده، ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج عشق و هجران نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

شماره ۱۶۴ - نور وظلمت را زروی وموی جانان ساختند

نور وظلمت را زروی وموی جانان ساختند
کفر وایمان را به هم دست وگریبان ساختند ۱

هفت دوزخ هشت جنت را که می گویند خلق
گوییا از روح وصل وسوز هجران ساختند ۲

تاکه ما را موبه مو آگه کنندازعاشقی
در ازل ما را ز زلف اوپریشان ساختند ۳

کرده اند از بهر هر دردی دوایی برقرار
درد ما را از لب لعل تو درمان سوختند ۴

تاکه سرو از رشک اوبرجا بماند پا به گل
قامت آن شوخ را سروخرامان ساختند ۵

تاکه یوسف را زعشق خویشتن سازی اسیر
بر زنخدان تو چاه از بهر زندان ساختند ۶

تا رباید گوی دلهای خلایق را ز دست
زلف چوگان باز اورا همچو چوگان ساختند ۷

هر بلا کز دوست آید بر سرما خوشدلیم
زیر پتک درد وغم ما راچو سندان ساختند ۸

تا بری ازساحری دل ازبلنداقبال زار
سحر عالم را به چشمان تو پنهان ساختند ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۱۹۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۶۳ - دلبران از هرطرف ره بر دل ودین بسته اند
گوهر بعدی:شماره ۱۶۵ - چوزلف مه رخان ای آسمان چند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.