هوش مصنوعی:
شاعر از بیتوجهی معشوق شکایت میکند و بیان میکند که حتی اگر غم هجران او را نخوری، حداقل به او رحم کن و با دشمن و دوست یکسان رفتار نکن. او از این که معشوق حتی آب و پوستینش را نیز از او دریغ میکند، ناراحت است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و ادبی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد. همچنین، ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
رباعی ۳۸۹ - گیرم که غم هجر وصالم نخوری
گیرم که غم هجر وصالم نخوری
نه نیز به چشم رحم در من نگری ۱
این مایه توانی که بر دشمن و دوست
آبم نبری و پوستینم ندری ۲
نه نیز به چشم رحم در من نگری ۱
این مایه توانی که بر دشمن و دوست
آبم نبری و پوستینم ندری ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۴۲۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۳۸۸ - زان چشم چو نرگس که به من در نگری
گوهر بعدی:رباعی ۳۹۰ - از نکتهٔ فاضلان به اندامتری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.