هوش مصنوعی: این شعر بیانگر غم و اندوه شاعر از فراق معشوق است. او از اشک‌های بی‌پایان، انتظار بی‌ثمر و دل‌تنگی‌هایش می‌گوید و با توصیف زیبایی‌های معشوق، مانند زلف و قامت او، عمق عشق و اشتیاق خود را نشان می‌دهد. شاعر حتی حاضر است به خاطر دیدار معشوق، کافر شود و از بهشت هم بگذرد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه‌ای است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۳۳۳ - ز آب چشم از بسکه روز و شب زمین را تر کنم

ز آب چشم از بسکه روز و شب زمین را تر کنم
مشت خاکی دست ندهد کز غمت بر سر کنم ۱

کاسه چشم است وافغان دل وخون جگر
بی تو گر مطرب طلب یا باده در ساغر کنم ۲

گشته ام درانتظار از بس ز وصلت ناامید
کافرم گر چون دل آئی در برم باور کنم ۳

خون شودبی شک چو اول روز کاندر نافه بود
وصف زلفت را اگر در پیش مشک تر کنم ۴

از سیاهی چون محک زلفت چو آید در نظر
تا بدوسایم رخی رخ را به زردی زرکنم ۵

شعر من آشفته دیوانم پریشان شد زبس
شرح مشکین طره ات را ثبت دردفتر کنم ۶

پیش سرو قامتت نه نامی از طوبی برم
با می لعل لبت نه یادی از کوثر کنم ۷

آسمان را رشکها از دامنم باشد به دل
دامنم را شب ز اشک از بسکه پراختر کنم ۸

زهره اندر چرخ با یاران خود می گفت دوش
از بلنداقبال کوشعری که تا از برکنم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۱۷۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۳۲ - گفتمش دیوانه ام گفتا که زنجیرت کنم
گوهر بعدی:شماره ۳۳۴ - تونوبهار منی نوبهار را چکنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.