هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از زبان شاعری است که از فراق و درد دوری از معشوق مینالد. او با تصاویر زیبا و استعارههای عمیق، حالات روحی خود را توصیف میکند؛ از نیمهپنهان بودن معشوق مانند خورشید پشت ابر یا ماه گرفتگی، تا توصیف درد دل و اشکهایش. شاعر از شراب و مستی نیز به عنوان نماد عشق و جذبههای روحی یاد میکند و در نهایت به بلنداقبالی و پیروزی خود اشاره دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عرفانی و عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین استفاده از استعارههای عمیق و مفاهیم انتزاعی نیاز به درک ادبی بالاتری دارد.
شماره ۴۹۳ - آن مه فکنده از زلف بررخ حجاب نیمی
آن مه فکنده از زلف بررخ حجاب نیمی
یا قرص آفتاب است زیر سحاب نیمی ۱
یا رفته درخسوف است یا مانده درکسوف است
نیمی ز ماهتابان وز آفتاب نیمی ۲
دل دور از جمالش وز وعده وصالش
نیمی شده است آباد مانده خراب نیمی ۳
ز ابرو وطره جانان بگرفت از تنم جان
نیمی به ضرب شمشیر زیر طناب نیمی ۴
دل کی ز زلف دلبر گرددرها که هر سو
نیمی شکنج وچین است پرپیچ وتاب نیمی ۵
در خواب رخ نماید یا از درم درآید
بیدار مانده چشمم نیمی به خواب نیمی ۶
سرمایه وجودم از آه واشک دیده
نیمی بسوخت ز آتش شد غرق آب نیمی ۷
ز آنچشم مست میگون بریان دلم شد وخون
نیمی شراب او شد او راکباب نیمی ۸
غارتگری نمودند دین و دلم ربودند
نیمی شراب و ساقی چنگ ورباب نیمی ۹
دردوغم دوعالم خواهی اگر بدانی
نیمی شب فراق است روز حساب نیمی ۱۰
کن ساقیا خرابم اما نه ز آن شرابم
کو چون حروفش آمد نیمی شر آب نیمی ۱۱
زآن باده کن مرا مست کز مستیش شوم هست
نیمی ز جام احمد وز بوتراب نیمی ۱۲
اقبال من بلند است فیروز وارجمند است
نیمی از آن شهنشاه وز اینجناب نیمی ۱۳
یا قرص آفتاب است زیر سحاب نیمی ۱
یا رفته درخسوف است یا مانده درکسوف است
نیمی ز ماهتابان وز آفتاب نیمی ۲
دل دور از جمالش وز وعده وصالش
نیمی شده است آباد مانده خراب نیمی ۳
ز ابرو وطره جانان بگرفت از تنم جان
نیمی به ضرب شمشیر زیر طناب نیمی ۴
دل کی ز زلف دلبر گرددرها که هر سو
نیمی شکنج وچین است پرپیچ وتاب نیمی ۵
در خواب رخ نماید یا از درم درآید
بیدار مانده چشمم نیمی به خواب نیمی ۶
سرمایه وجودم از آه واشک دیده
نیمی بسوخت ز آتش شد غرق آب نیمی ۷
ز آنچشم مست میگون بریان دلم شد وخون
نیمی شراب او شد او راکباب نیمی ۸
غارتگری نمودند دین و دلم ربودند
نیمی شراب و ساقی چنگ ورباب نیمی ۹
دردوغم دوعالم خواهی اگر بدانی
نیمی شب فراق است روز حساب نیمی ۱۰
کن ساقیا خرابم اما نه ز آن شرابم
کو چون حروفش آمد نیمی شر آب نیمی ۱۱
زآن باده کن مرا مست کز مستیش شوم هست
نیمی ز جام احمد وز بوتراب نیمی ۱۲
اقبال من بلند است فیروز وارجمند است
نیمی از آن شهنشاه وز اینجناب نیمی ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۲۱۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹۲ - بوی یار مهربان آیدهمی
گوهر بعدی:شماره ۴۹۴ - آشوب شهری شورجهانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.