هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از عشق و دلدادگی سخن میگوید، با تصاویری از زلف یار، پیمانهٔ می، و هجران. شاعر از عشق بیقید و شرط و فداکاری در راه معشوق میگوید و حتی بهشت را در برابر یاد یار ناچیز میشمرد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشارههای غیرمستقیم به مینوشی و عشق زمینی دارد که مناسبتر است برای سنین بالاتر درک شود.
شماره ۱ - بسته ام باز، به پیمانهٔ می پیمان را
بسته ام باز، به پیمانهٔ می پیمان را
تا ز پیمانهٔ می تازه کنم ایمان را ۱
جز دل من که زند، یکتنه بر آن خم زلف
کس ندیدهست که گو لطمه زند چوگان را ۲
دل ربودی ز من و جان به تو خواهم دادن
منّت از بخت کشم چون بسپارم جان را ۳
دید تا چاه زنخدان تو را یوسف دل
برگزید از همه آفاق چه و زندان را ۴
گر رسد دست به آن زلف درازم روزی
مو به مو شرح دهم با تو شب هجران را ۵
دوش گفتی بطلب هر چه که خواهی از ما
از تو بهتر چه بود تا که بخواهم آن را ۶
گر اشاره ز لبت هست که جان باید داد
پیش مرجان تو قدری نبود مر جان را ۷
به جحیمم مبر ای دوست که از همّت عشق
رشک فردوس به یاد تو کنم نیران را ۸
گر به جنّت بروم باز تو را می جویم
طالب دوست «وفایی» چه کند رضوان را ۹
تا ز پیمانهٔ می تازه کنم ایمان را ۱
جز دل من که زند، یکتنه بر آن خم زلف
کس ندیدهست که گو لطمه زند چوگان را ۲
دل ربودی ز من و جان به تو خواهم دادن
منّت از بخت کشم چون بسپارم جان را ۳
دید تا چاه زنخدان تو را یوسف دل
برگزید از همه آفاق چه و زندان را ۴
گر رسد دست به آن زلف درازم روزی
مو به مو شرح دهم با تو شب هجران را ۵
دوش گفتی بطلب هر چه که خواهی از ما
از تو بهتر چه بود تا که بخواهم آن را ۶
گر اشاره ز لبت هست که جان باید داد
پیش مرجان تو قدری نبود مر جان را ۷
به جحیمم مبر ای دوست که از همّت عشق
رشک فردوس به یاد تو کنم نیران را ۸
گر به جنّت بروم باز تو را می جویم
طالب دوست «وفایی» چه کند رضوان را ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۶۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
قبلی:چند مرثیهٔ دیگر
گوهر بعدی:شماره ۲ - به روی خوب تو دیدیم روی خوب یزدان را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.