هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از زبان عاشقی بیان میشود که از بیتوجهی و جفای معشوق شکایت دارد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای غنی، احساسات خود را نسبت به معشوق بیان میکند و از نبود محبت و توجه او مینالد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا، درک شعر را برای سنین پایینتر دشوار میسازد.
شماره ۲۶ - خیل مژگان سیه کار نداری داری
خیل مژگان سیه کار نداری داری
صف به صف لشگر خونخوار نداری داری ۱
پی تسخیر دل اهل دل از عقرب زلف
سپهی کافر و جرّار نداری داری ۲
چشم و ابرو ننمایی بنمایی همه را
از دو سو ترک کماندار نداری داری ۳
سرکشان را تو به فتراک نبندی بندی
بیدلان را تو چو من خوار نداری داری ۴
همه اسباب جهانگیری ات آماده بود
با دو عالم سر پیکار نداری داری ۵
مُهره ی مهر تو با غیر نچینی چینی
ترک یار و سر اغیار نداری داری ۶
زنده ام من به وصال تو ولیکن ز فراق
از پی کشتنم اصرار نداری داری ۷
نمک از لعل شکر بار نباری باری
وز شکرقند به خروار نداری داری ۸
نافه از چین سرزلف نریزی ریزی
مشک تاتار، به هر تار نداری داری ۹
رویت اندر کنف زلف نباشد باشد
آفتابی به شب تار نداری داری ۱۰
با غزالان سیه شیر نگیری گیری
بسته با طُرّه ی طرّار نداری داری ۱۱
عود در مجمره ی حُسن نسوزی سوزی
خال در صفحه ی رخسار نداری داری ۱۲
چند از خون عزیزان ننمایی پرهیز
عجبم نرگس بیمار نداری داری ۱۳
با «وفایی» ننمایی به جز از جور و جفا
ای جفاکار، دگر یار نداری داری ۱۴
صف به صف لشگر خونخوار نداری داری ۱
پی تسخیر دل اهل دل از عقرب زلف
سپهی کافر و جرّار نداری داری ۲
چشم و ابرو ننمایی بنمایی همه را
از دو سو ترک کماندار نداری داری ۳
سرکشان را تو به فتراک نبندی بندی
بیدلان را تو چو من خوار نداری داری ۴
همه اسباب جهانگیری ات آماده بود
با دو عالم سر پیکار نداری داری ۵
مُهره ی مهر تو با غیر نچینی چینی
ترک یار و سر اغیار نداری داری ۶
زنده ام من به وصال تو ولیکن ز فراق
از پی کشتنم اصرار نداری داری ۷
نمک از لعل شکر بار نباری باری
وز شکرقند به خروار نداری داری ۸
نافه از چین سرزلف نریزی ریزی
مشک تاتار، به هر تار نداری داری ۹
رویت اندر کنف زلف نباشد باشد
آفتابی به شب تار نداری داری ۱۰
با غزالان سیه شیر نگیری گیری
بسته با طُرّه ی طرّار نداری داری ۱۱
عود در مجمره ی حُسن نسوزی سوزی
خال در صفحه ی رخسار نداری داری ۱۲
چند از خون عزیزان ننمایی پرهیز
عجبم نرگس بیمار نداری داری ۱۳
با «وفایی» ننمایی به جز از جور و جفا
ای جفاکار، دگر یار نداری داری ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
۱۹۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵ - فکنده زلف تو در کار دل هزار گره
بعدی:رباعیات
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.