هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و بیان میکند که احساسات و عشق او به حدی است که در قالب کلمات نمیگنجد. همچنین، شاعر از درد فراق و اشتیاق به معشوق نیز یاد میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای گروههای سنی پایین مناسب نباشد.
شماره ۲۴۳ - سخن ز تنگیت اندر دهن نمیگنجد
سخن ز تنگیت اندر دهن نمیگنجد
درین دقیقه کسی را سخن نمیگنجد ۱
به ذوق نسبت لعل لب تو غنچه به باغ
چنان شکفت، که در پیرهن نمیگنجد ۲
سری به انجمنت نیست همچو شمع، بلی
فروغ حسن تو در انجمن نمیگنجد ۳
کجاست گریه که خالی کنم دلی که مرا
ز دوستی تو خون در بدن نمیگنجد ۴
به آرزوی تو فیّاض اگر به خاک رود
بدین غلوی هوس در کفن نمیگنجد ۵
درین دقیقه کسی را سخن نمیگنجد ۱
به ذوق نسبت لعل لب تو غنچه به باغ
چنان شکفت، که در پیرهن نمیگنجد ۲
سری به انجمنت نیست همچو شمع، بلی
فروغ حسن تو در انجمن نمیگنجد ۳
کجاست گریه که خالی کنم دلی که مرا
ز دوستی تو خون در بدن نمیگنجد ۴
به آرزوی تو فیّاض اگر به خاک رود
بدین غلوی هوس در کفن نمیگنجد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۶۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۲ - کجا چو تیغکشی در میان سپر گنجد!
گوهر بعدی:شماره ۲۴۴ - ز من دور آن پری پیکر به صد دستور میگردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.