هوش مصنوعی:
این شعر بهار و عشق را با تصاویری مانند تارهای جامه، زندان، چاک جگر، و گلستان توصیف میکند. شاعر از دشمنی و کینههای آسمان و فلک سخن میگوید و در نهایت به زیبایی و غمزههای معشوق اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
شماره ۳۳۰ - آمد بهار و خانه به زندان شریک شد
آمد بهار و خانه به زندان شریک شد
چاک جگر به چاک گریبان شریک شد ۱
هر تار جامه با تن نازکدلان عشق
در دشمنی به خار مغیلان شریک شد ۲
خوش وقت عندلیب، که تا بوی گل رسید
بفروخت آشیان، به گلستان شریک شد ۳
تنها حریف کینة ما آسمان نبود
در قتل ما به غمزة خوبان شریک شد ۴
فیّاض بگذر از سر هم چشمی فلک
با کس درین معامله نتوان شریک شد ۵
چاک جگر به چاک گریبان شریک شد ۱
هر تار جامه با تن نازکدلان عشق
در دشمنی به خار مغیلان شریک شد ۲
خوش وقت عندلیب، که تا بوی گل رسید
بفروخت آشیان، به گلستان شریک شد ۳
تنها حریف کینة ما آسمان نبود
در قتل ما به غمزة خوبان شریک شد ۴
فیّاض بگذر از سر هم چشمی فلک
با کس درین معامله نتوان شریک شد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۱۸۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲۹ - کسی به دعوی مهرش چو صبح صادق شد
گوهر بعدی:شماره ۳۳۱ - دردا که غمزة دوست دشمن شکار هم شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.