هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غمگین، بیانگر درد و رنج عاشق از بی‌وفایی معشوق است. شاعر از آتش عشق و سوختن در آن می‌گوید، از چشم‌های معشوق که به خونریزی عادت داده شده‌اند شکایت می‌کند و آرزو می‌کند که روزی به وصال معشوق برسد. در پایان، امیدوار است که حتی پس از مرگ نیز معشوق بر مزارش حاضر شود و دلسوزی کند.
رده سنی: 16+ متن حاوی مضامین عاشقانه‌ای است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر مانند 'چشم نیکو را به خونریزی بدآموزی کنی' ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.

شماره ۶۹۷ - تا به کی چون آتش ای گل خانمانسوزی کنی

تا به کی چون آتش ای گل خانمانسوزی کنی
چشم نیکو را به خونریزی بدآموزی کنی ۱

بخت آنم کو که چون شب با غمت خلوت کنم
همچو شمع آیی به بزم و مجلس افروزی کنی ۲

چشم آن دارم که نابینا چو گردم در غمت
سرمة بینائیم ز آن خاکِ در روزی کنی ۳

یک زمان با آهوی چشمت سفارش کن بگو
با ضعیفان شکاری تا به کی یوزی کنی؟ ۴

از وفایت آن طمع دارم که بعد از سوختن
همچو شمعم بر مزار آیی و دلسوزی کنی ۵

گر پس از عمری توانم شد به بزم او سفید
ترسم ای طالع در آن ساعت سیه‌روزی کنی ۶

ای خوشا فیّاض اقبالی که از یاری بخت
خاک گردی بر در جانان و فیروزی کنی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۱۷۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۹۶ - کسی را شد مسلّم نکته دانی
گوهر بعدی:شماره ۶۹۸ - همچو شمشیر ای پسر گر جوهری پیدا کنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.