هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که از عناصری مانند غمزه، عشق، خدمت، می، زاهد، دیوانگی، و زیبایی استفاده کرده است. شاعر از احساسات عمیق، عشق و دل‌باختگی سخن می‌گوید و با استفاده از استعاره‌های زیبا مانند تیر غمزه، زلف نگار، و آتش در آب، حالات روحی و عاطفی خود را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عاشقانه و عارفانه عمیق و استعاره‌های پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشاره‌ها به می و دیوانگی ممکن است برای گروه‌های سنی پایین‌تر نامناسب باشد.

شماره ۶ - چشمت به تیر غمزه دلم را نشانه کرد

چشمت به تیر غمزه دلم را نشانه کرد
این لطف هم که کرد به مستی بهانه کرد ۱

زاهد حدیث حور کند ای پسر می آر
مردانگی نداشت خیالی زنانه کرد ۲

از پیر میفروش کرامت عجب مدار
عمری به صدق خدمت این آستانه کرد ۳

گر دین و دل به گندم خالت دهم چه باک
آدم بهشت بر سراین گونه دانه کرد ۴

دیشب حکایت از سر زلف نمود دل
شب را دراز دید و هوای فسانه کرد ۵

دردا که پیک های مرا حسن آن نگار
دیوانه کرد و باز به سویم روانه کرد ۶

نقش رخ تو از دل جیحون نمی رود
این طرفه آتشی است که درآب خانه کرد ۷

آفاق را چو کلک ملک زاده مشک بیخت
هرگه شکنج زلف تو را باد شانه کرد ۸

چشم چراغ داد محمد رفیع راد
کز نظم خویش حلقه به گوش زمانه کرد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۳۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵ - هی سر زلف خون آن شوخ پری زاده زند
گوهر بعدی:شماره ۷ - دلت آن به که به هم چشمی چشم تو نکوشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.