هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به زیبایی و پیچیدگیهای عشق، سفر و تجربههای زندگی میپردازد. شاعر از مفاهیمی مانند عشق، سفر، انتظار و جذبههای زندگی سخن میگوید و با استفاده از استعارهها و تصاویر شاعرانه، احساسات عمیق و پیچیده را بیان میکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق و استعارههای شاعرانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عشق و فلسفه زندگی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۲۲۱ - که جان برد اگر آن مست سرگران بدرآید
که جان برد اگر آن مست سرگران بدرآید
کلاه کج نهد و بر سر گذر بدر آید ۱
رسید بار دگر بار حسن حکم چه باشد
دگر که از نظر افتد که باز در نظر آید ۲
ز سوی مصر به کنعان عجب رهیست که باشد
هنوز قافله درمصر و نامه و خبر آید ۳
کمینه خاصیت عشق جذبهایست که کس را
ز هر دری که برانند بیش ، بیشتر آید ۴
سبو به دوش و صراحی به دست و محتسب از پی
نعوذبالله اگر پای من به سنگ بر آید ۵
مگو که وحشیم آمد ز پی اگر بروم من
چه مانع است نیاید چرا به چشم و سر آید ۶
کلاه کج نهد و بر سر گذر بدر آید ۱
رسید بار دگر بار حسن حکم چه باشد
دگر که از نظر افتد که باز در نظر آید ۲
ز سوی مصر به کنعان عجب رهیست که باشد
هنوز قافله درمصر و نامه و خبر آید ۳
کمینه خاصیت عشق جذبهایست که کس را
ز هر دری که برانند بیش ، بیشتر آید ۴
سبو به دوش و صراحی به دست و محتسب از پی
نعوذبالله اگر پای من به سنگ بر آید ۵
مگو که وحشیم آمد ز پی اگر بروم من
چه مانع است نیاید چرا به چشم و سر آید ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۹۱
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۰ - آیین دستگیری ز اهل جهان نیاید
گوهر بعدی:غزل ۲۲۲ - روم به جای دگر، دل دهم به یار دگر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.