هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق، جدایی، درد و رنج عاطفی و نابرابری در رابطه سخن میگوید. شاعر از معشوق خود شکایت دارد که با وجود عشق و وفاداری او، معشوق تنها غم و اندوه به او هدیه داده است. همچنین، شاعر از بیعدالتی و نبود مهربانی در رابطه گله میکند و درخواست وصل و دادگری دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و اجتماعی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد عشق و نابرابری نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد.
شمارهٔ ۴۹ - در غزل است
صنما با تو در غم و شادی
بنده بودم نجستم آزادی ۱
وصل پیش آر و داد کن با من
بنه از سر فراق و بیدادی ۲
نرمی از من مخوه که نه مومم
دل مکن سخت اگر نه پولادی ۳
چون در آوردیم به جور از پای
به چه از دست من به فریادی ۴
تو به راحت دری و من در رنج
من بانده درم تو در شادی ۵
ورت گویم چنین مکن گوئی
رو که شیرین منم تو فرهادی ۶
غم تو از کجا و من ز کجا
به من ای جان چگونه افتادی ۷
پس تو شاگرد کیستی آخر
که به دل بردن اندر استادی ۸
استد و داد تو چنین باشد
که دلم بستدی و غم دادی ۹
در نشست تو نیست هیچ ادب
با قوامی مگر در افتادی ۱۰
بنده بودم نجستم آزادی ۱
وصل پیش آر و داد کن با من
بنه از سر فراق و بیدادی ۲
نرمی از من مخوه که نه مومم
دل مکن سخت اگر نه پولادی ۳
چون در آوردیم به جور از پای
به چه از دست من به فریادی ۴
تو به راحت دری و من در رنج
من بانده درم تو در شادی ۵
ورت گویم چنین مکن گوئی
رو که شیرین منم تو فرهادی ۶
غم تو از کجا و من ز کجا
به من ای جان چگونه افتادی ۷
پس تو شاگرد کیستی آخر
که به دل بردن اندر استادی ۸
استد و داد تو چنین باشد
که دلم بستدی و غم دادی ۹
در نشست تو نیست هیچ ادب
با قوامی مگر در افتادی ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۱۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۴۸ - غزلی است که در عید فطری گفته است
گوهر بعدی:شمارهٔ ۵۰ - در غزل است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.