هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساس غربت، بی‌قراری و گمگشتگی می‌پردازد. عناصری مانند خورشید، کاروان، چرخ گردون، لعل، تیر و کمان، طفل، لاله و ... به‌صورت نمادین برای توصیف این حالات استفاده شده‌اند. شاعر از مفاهیمی مانند انتظار، از دست دادن، جستجو و بی‌ثباتی دنیا سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین استفاده از نمادها و استعاره‌های پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۱۱۷ - در برم دل عندلیب بوستان گم کرده است

در برم دل عندلیب بوستان گم کرده است
جان در اعضایم چو مرغ آشیان گم کرده است ۱

لاله صحرا دهد از خیمه لیلی نشان
گردبادش خاکسار خان و مان گرم کرده است ۲

سایه اقبال می جوید سریی مغز را
دولت دنیا همای استخوان گم کرده است ۳

طفل دورافتاده از مادر شود پر ریخته
تیر تاب آورده آغوش کمان گم کرده است ۴

لعل چون از کان برآید قدر خود را بشکند
بی صدف گوهر چو دندان دهان گم کرده است ۵

چشم گردون می شود شبها سفید از انتظار
چرخ بی خورشید چون پیر و جوان گم کرده است ۶

نیست در عالم قراری سیدا خورشید را
این غریب بی سر و پا کاروان گم کرده است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۱۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۶ - همره اغیار آن گل سر به صحرا کرد و رفت
گوهر بعدی:شماره ۱۱۸ - دست کلیم داغ دل شعله رنگ ماست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.