هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از غم و اندوه ناشی از دوری معشوق مینالد. او احساس میکند که با رفتن معشوق، همه زیباییها، امیدها و آرامشها از زندگیاش رفتهاند. تصاویری مانند رفتهبودن بوی گل از باغ، خشکشدن ساغر، و رفتن روشنایی از چراغ، همه نشاندهندهی عمق غم و تنهایی شاعر هستند.
رده سنی:
15+
مفاهیم عمیق عاشقانه و غمانگیز موجود در شعر، برای درک و ارتباط بهتر، به بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی نیاز دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد در افراد شکل میگیرد.
شماره ۱۴۴ - رفتی و از رفتنت مرهم ز داغم رفته است
رفتی و از رفتنت مرهم ز داغم رفته است
رنگ و بو چون شبنم از گلهای باغم رفته است ۱
غنچه ام چشم از تماشای چمن پوشیده ام
بی رخت سیر گلستان از دماغم رفته است ۲
آن که می گویند او را در بیابان گرد باد
روح مجنون است از بهر سراغم رفته است ۳
بی عصاکش کی رود پروانه سوی خانه ام
تا تو رفتی روشنایی از چراغم رفته است ۴
ساغر من چون دهان روزه داران است خشک
آب آسایش ز لبهای ایاغم رفته است ۵
جستجو را پا به دامان رضا پیچیده ام
مژده امیدواری از سراغم رفته است ۶
سنبل زلف تو تا کردست سرگردان مرا
آرزوی روغن گل از دماغم رفته است ۷
آن پری رو سیدا تا از چمن غایب شدست
بوی گل دیوانه وار از کوچه باغم رفته است ۸
رنگ و بو چون شبنم از گلهای باغم رفته است ۱
غنچه ام چشم از تماشای چمن پوشیده ام
بی رخت سیر گلستان از دماغم رفته است ۲
آن که می گویند او را در بیابان گرد باد
روح مجنون است از بهر سراغم رفته است ۳
بی عصاکش کی رود پروانه سوی خانه ام
تا تو رفتی روشنایی از چراغم رفته است ۴
ساغر من چون دهان روزه داران است خشک
آب آسایش ز لبهای ایاغم رفته است ۵
جستجو را پا به دامان رضا پیچیده ام
مژده امیدواری از سراغم رفته است ۶
سنبل زلف تو تا کردست سرگردان مرا
آرزوی روغن گل از دماغم رفته است ۷
آن پری رو سیدا تا از چمن غایب شدست
بوی گل دیوانه وار از کوچه باغم رفته است ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۳۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۳ - شمعم و پیوسته در رگهای جانم آتش است
گوهر بعدی:شماره ۱۴۵ - آمد بهار و سیر گلستان غنیمت است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.