هوش مصنوعی: این شعر از حافظ است که در آن شاعر از بی‌اعتنایی به دنیا و مادیات، رهایی از شادی و غم، و آرزوی وصال معشوق سخن می‌گوید. او از فراموشی عمر گذشته، تهی بودن جام زندگی، و انتظار برای یاری و همراهی می‌نالد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار بوده و مناسب مخاطبان با سطح درک و تجربه بیشتر است.

شماره ۲۸۸ - باغبانی کو که آید گل در آغوشم کند

باغبانی کو که آید گل در آغوشم کند
جامه برگ کرم چون سرو بر دوشم کند ۱

سرو قدی کو که آید جا در آغوشم کند
یاد عمر رفته از خاطر فراموشم کند ۲

می روم از بزم می ناخورده آن ساقی کجاست
دست من بندد سبوی باده بر دوشم کند ۳

ساغرم چون کاسه گرداب عمری شد تهیست
نیست در دریا حبابی رفته سرپوشم کند ۴

چون کمانی حلقه سازم گوشه گیری اختیار
پیش از آن ساعت که دوران خانه بر دوشم کند ۵

در چمن مشت پر من لایق تکلیف نیست
باغبان را به که از خاطر فراموشم کند ۶

سیدا از شادی و غم فارغ است آئینه ام
گر به زر گیرد سپهرم ور نمد پوشم کند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۴۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۸۷ - رفیق از کف مده دشمن اگر خواهی زبون گردد
گوهر بعدی:شماره ۲۸۹ - با من ز عرضحال زبان در دهان نماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.