هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غنایی، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق و شراب است. شاعر از درد فراق، شب‌های باده‌نوشی و ذکر خاطرات با معشوق می‌گوید. همچنین، او از راستگویی و پایداری در عشق سخن می‌گوید.
رده سنی: 18+ اشاره به مصرف شراب و مفاهیم عاشقانه‌ای که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.

شماره ۱۶ - تا لب لعل تو را شد آشنایی با شراب

تا لب لعل تو را شد آشنایی با شراب
آتش بی طاقتی سر بر زد از جان کباب

گر چه از من کنی پنهان تو ای در خوشاب
قصه می خوردن و شبهای گشت ماهتاب
همنشینان تو می گویند پیش از آفتاب

تا شنیدم باده می نوشیدی به غیری ای حبیب
رفت چون سیماب از جان من آرام شکیب

می پرست من شنو امروز حرف این غریب
باده را بر خاک ریزی به که بر جام رقیب
کس به او می می دهد حیف از تو و حیف از شراب

بود امشب با دهانت گیر و دار نقل بزم
می شود ظاهر ز بادامت خمار نقل بزم

گر چه چون مینا نبودم در کنار نقل بزم
آگهم از طرح مجلس در شمار نقل بزم
گر نسازم یک به یک خاطر نشانت بی حساب

از غمت ای آتشین خو مانده ام در تاب و تب
کرده ام چون غنچه گل مهر خاموشی به لب

از تو می گویند مردم حرفهای بوالعجب
مجلسی داری و ساغر می کشی تا نیم شب
روز پنداری نمی بینم چشم نیمخواب

ای پسر تا زنده باشی سیدا دارد جدل
تا مبادا دامنت گردد ز دستی در خلل

زین سخنها خاطرت هرگز نگردد در گسل
وحشی دیوانه ام در راستگوئی ها مثل
خواه راه از من بگردان خواه روی از من بتاب
کانال گوهرین در ایتا
۱۹۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۵ - مرا در انتظارت خانه دل روشن است امشب
گوهر بعدی:شماره ۱۷ - ای مه من خانه زین جلوه گاه خود مکن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.