هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق و شیفتگی شاعر به معشوق است. او خود را فدای معشوق میکند و از غم فراق مینالد. شاعر معشوق را همچون بت میستاید و از دردهای عشق سخن میگوید. همچنین، از تأثیر زیبایی معشوق بر طبیعت و دیوانگی ناشی از عشق او صحبت میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند دیوانگی عشق و غم فراق نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۷۳ - ای به فدای تو من و هر چه هست
ای به فدای تو من و هر چه هست
وی تو حقیقت بت و من بت پرست ۱
دیگرم از غم نفسی هست نیست
از منت ای جان خبری نیست هست ۲
خار بیابان جنون نی همین
پای ز مجنون دل آزرده خست ۳
هر سر خاری که بپایش خلید
در دل و در دیدهٔ لیلی شکست ۴
ماه فلک پیش رخت منفعل
سرو چمن در بر بالات پست ۵
داشت ز غم دل سر دیوانگی
زلف تواش پای بزنجیر بست ۶
در ره عشق تو فتادم ز پای
آه نگیری گرم ای دوست دست ۷
در خم زلف تو مرا حال دل
هست همان حالت ماهی بشست ۸
یافت چه خوش حاصل ایام عمر
آن که شبی با تو به خلوت نشست ۹
تا ابد از عشق تو نالد صغیر
دیده رخت را چو به صبح الست ۱۰
وی تو حقیقت بت و من بت پرست ۱
دیگرم از غم نفسی هست نیست
از منت ای جان خبری نیست هست ۲
خار بیابان جنون نی همین
پای ز مجنون دل آزرده خست ۳
هر سر خاری که بپایش خلید
در دل و در دیدهٔ لیلی شکست ۴
ماه فلک پیش رخت منفعل
سرو چمن در بر بالات پست ۵
داشت ز غم دل سر دیوانگی
زلف تواش پای بزنجیر بست ۶
در ره عشق تو فتادم ز پای
آه نگیری گرم ای دوست دست ۷
در خم زلف تو مرا حال دل
هست همان حالت ماهی بشست ۸
یافت چه خوش حاصل ایام عمر
آن که شبی با تو به خلوت نشست ۹
تا ابد از عشق تو نالد صغیر
دیده رخت را چو به صبح الست ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۳۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۲ - تا شدم از گردش چشم تو مست
گوهر بعدی:شماره ۷۴ - چون خصر ره بچشمهٔ حیوانم آرزوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.