هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از شوق دیدار معشوق، درد فراق و ارزش عشق سخن میگوید. شاعر از مژههایش که به سوی معشوق پرواز میکنند، داغ غم و تازه شدن دردها با گذشت زمان، و ناامیدی از خدمت به امید سخن میگوید. در نهایت، از عشق به عنوان گنج غم و لطف معشوق یاد میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد فراق و ناامیدی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۹۷ - شوق دیدار تو چون چشم مرا باز کند
شوق دیدار تو چون چشم مرا باز کند
مژه پیش از نگهم سوی تو پرواز کند ۱
قیمت حسن ز بس عشق تو افزود کنون
داغ غم بر جگر سوختگان ناز کند ۲
به مسیح ار چمن داغ مرا بفروشند
هر دمش تازهتر از شبنم اعجاز کند ۳
دلم از خدمت امید به جایی نرسید
همت یاس مگر زآنکه دری باز کند ۴
عشق در گنج غم ار دست کرم بگشاید
همت آنست که ما را همه تن آز کند ۵
ریختی خون فصیحی ز سرش زود مرو
باش تا شکر کرمهای تو آغاز کند ۶
مژه پیش از نگهم سوی تو پرواز کند ۱
قیمت حسن ز بس عشق تو افزود کنون
داغ غم بر جگر سوختگان ناز کند ۲
به مسیح ار چمن داغ مرا بفروشند
هر دمش تازهتر از شبنم اعجاز کند ۳
دلم از خدمت امید به جایی نرسید
همت یاس مگر زآنکه دری باز کند ۴
عشق در گنج غم ار دست کرم بگشاید
همت آنست که ما را همه تن آز کند ۵
ریختی خون فصیحی ز سرش زود مرو
باش تا شکر کرمهای تو آغاز کند ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۴۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۶ - تلخکامان مزه شهد هوس نشناسند
گوهر بعدی:شماره ۹۸ - یک ناوک ارنه در دل صد پاره بشکند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.