هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و دوری معشوق میگوید، از ناامیدی و شکایت از روزگار سخن میراند و به زیباییهای معشوق و رنجهای خود اشاره میکند. او از وعدههای دروغین و بیوفایی زمانه شکایت دارد، اما در نهایت عشق را فراتر از همهچیز میداند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و شکایت از روزگار ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۶ - از شهر مه نو سفرم باز روانه است
از شهر مه نو سفرم باز روانه است
زین پس به سراغش دل من خانه به خانه است ۱
میبود امیدم که مرا نیست جز او یار
میدیدم اگر چند که بر ناز و بهانه است ۲
میگفت ز دست نکشم زلف دگر باز
غافل شدم از وعده ی خوبان که فسانه است ۳
روزم همه شد شام و نیامد سحری مست
با او چه توان کرد که مخمور شبانه است ۴
این شکوه ز بخت است و ز دوری نه زدلدار
کو در همه آفاق باخلاق یگانه است ۵
گرچه سوی گوشهنشینان نکند باز
بد عهدی از او نیست که از دور زمانه است ۶
این سخت کمانی هم اگر زان خم ابروست
بر تیر قضا هم دل درویش نشانه است ۷
بگشای میان بهر کنارم که بمویت
گر هیچ صفی یسکر مویی بمیانه است ۸
از رنج مگو با من شوریده که دانی
دیدن نتوانم که بگیسوی تو شانه است ۹
تو سوسن آزادی و من پیش تو خاموش
این نیست زبان کاتش عشقم بزبانه است ۱۰
رفتیم و رسیدیم زهر بحر بساحل
غیر ازبم عشق توکه بیرون ز کرانه است ۱۱
چون چنگ خر و شد دلم اندر سیر پیری
کان تازه جوانش بنوازد که چغانه است ۱۲
زین پس به سراغش دل من خانه به خانه است ۱
میبود امیدم که مرا نیست جز او یار
میدیدم اگر چند که بر ناز و بهانه است ۲
میگفت ز دست نکشم زلف دگر باز
غافل شدم از وعده ی خوبان که فسانه است ۳
روزم همه شد شام و نیامد سحری مست
با او چه توان کرد که مخمور شبانه است ۴
این شکوه ز بخت است و ز دوری نه زدلدار
کو در همه آفاق باخلاق یگانه است ۵
گرچه سوی گوشهنشینان نکند باز
بد عهدی از او نیست که از دور زمانه است ۶
این سخت کمانی هم اگر زان خم ابروست
بر تیر قضا هم دل درویش نشانه است ۷
بگشای میان بهر کنارم که بمویت
گر هیچ صفی یسکر مویی بمیانه است ۸
از رنج مگو با من شوریده که دانی
دیدن نتوانم که بگیسوی تو شانه است ۹
تو سوسن آزادی و من پیش تو خاموش
این نیست زبان کاتش عشقم بزبانه است ۱۰
رفتیم و رسیدیم زهر بحر بساحل
غیر ازبم عشق توکه بیرون ز کرانه است ۱۱
چون چنگ خر و شد دلم اندر سیر پیری
کان تازه جوانش بنوازد که چغانه است ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۱۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵ - ترک عقل ذوفنون کردیم ما
گوهر بعدی:شماره ۷ - از حسرت لعلی که در او آب حیاتست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.