هوش مصنوعی:
عقابی که برای طمع به پرواز درآمد، ناگهان توسط تیری که از کمانی رها شد، مجروح شد و به زمین افتاد. عقاب با نگاه به پرهایش که توسط تیر آسیب دیده بود، گفت: «از چه کسی شکایت کنیم؟ این خود ما بودیم که باعث این اتفاق شدیم.»
رده سنی:
12+
این متن دارای مفاهیم اخلاقی و تمثیلی است که برای درک بهتر نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد. کودکان زیر 12 سال ممکن است در درک کامل پیام متن دچار مشکل شوند.
قصیده ۴۴ - گویند عقابی به در شهری برخاست
گویند عقابی به در شهری برخاست
وز بهر طمع پر به پرواز بیاراست ۱
ناگه ز یکی گوشه ازین سخت کمانی
تیری ز قضای بد بگشاد برو راست ۲
در بال عقاب آمد آن تیر جگردوز
وز ابر مرو را به سوی خاک فرو خواست ۳
زی تیر نگه کرد پر خویش برو دید
گفتا «ز که نالیم؟ که از ماست که بر ماست» ۴
وز بهر طمع پر به پرواز بیاراست ۱
ناگه ز یکی گوشه ازین سخت کمانی
تیری ز قضای بد بگشاد برو راست ۲
در بال عقاب آمد آن تیر جگردوز
وز ابر مرو را به سوی خاک فرو خواست ۳
زی تیر نگه کرد پر خویش برو دید
گفتا «ز که نالیم؟ که از ماست که بر ماست» ۴
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۴
۷۲۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:قصیده ۴۳ - اگر بزرگی و جاه و جلال در درم است
گوهر بعدی:قصیده ۴۵ - هر چه دور از خرد همه بند است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.