هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد عشق، جدایی از یار، جفای زمانه و رقیب، و تقدیر الهی مینویسد. او از شکستگی دل، دوری از معشوق، و ناملایمات روزگار شکایت دارد و عشق را سرنوشتی از پیش تعیینشده میداند. همچنین، اشارهای به ناتوانی صوفی در بیان کامل غمهایش دارد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه، تقدیرگرایی، و شکایت از زندگی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی مضامین مانند جفای رقیب و ناامیدی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۵ - دارم دلی شکسته و جان فگار هم
دارم دلی شکسته و جان فگار هم
در سر خیال باده و سودای یار هم ۱
از وی جدا فکند مرا چرخ دون نواز
چون او نساخت آه به من روزگار هم ۲
خواهی چو یار را، به جفای رقیب ساز
با وصل گل خوش است جفاهای خار هم ۳
ما را ز دار بیم چرا می کند حسود
گر پای دارد او چه غم از پای دار هم ۴
افلاس و عاشقی و جفای زمانه باز
افزود این همه به جفای نگار هم ۵
عشق تو سرنوشت قضا بود این قدر
تقدیر کرده بود مرا کردگار هم ۶
صوفی به صد زبان غم خود گر بیان کند
حقا یکی نگفته بود از هزار هم ۷
در سر خیال باده و سودای یار هم ۱
از وی جدا فکند مرا چرخ دون نواز
چون او نساخت آه به من روزگار هم ۲
خواهی چو یار را، به جفای رقیب ساز
با وصل گل خوش است جفاهای خار هم ۳
ما را ز دار بیم چرا می کند حسود
گر پای دارد او چه غم از پای دار هم ۴
افلاس و عاشقی و جفای زمانه باز
افزود این همه به جفای نگار هم ۵
عشق تو سرنوشت قضا بود این قدر
تقدیر کرده بود مرا کردگار هم ۶
صوفی به صد زبان غم خود گر بیان کند
حقا یکی نگفته بود از هزار هم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۵۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴ - عید صیام آمد، موسم نوبهار هم
گوهر بعدی:شماره ۴۶ - دارم دلی شکسته و جان فگار هم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.