هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از زیبایی معشوق، مستی ناشی از عشق، و تجلی نور الهی سخن می‌گوید. همچنین، اشاراتی به مفاهیم فلسفی و عرفانی مانند «الست ربکم» و نقش ادب در رسیدن به کمال دارد.
رده سنی: 16+ متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد. همچنین، برخی از اشارات عاشقانه ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم یا پیچیده باشد.

شماره ۴۴ - ز روی، تا مه من زلف پر زتاب گرفت

ز روی، تا مه من زلف پر زتاب گرفت
هزار نکته روشن بر آفتاب گرفت ۱

غراب شب بر زلف وی آشیان دارد
که صبح ناز سپید آن سیه غراب گرفت ۲

شراب بیغش ساقی فزود مستی من
بدان مثال که هستی من شراب گرفت ۳

خوی از جبین به زمین ریخت یار گلرخ من
همه بساط زمین در گل و گلاب گرفت ۴

جهان چو، سینه سینا شد از تجلی نور
مگر، ز رخ مه من نیمه شب نقاب گرفت ۵

الست ربکم اول سئوال جانان بود
ز مهر و ماه بلی ربنا جواب گرفت ۶

خراب مردم چشم مراست خانه ز آب
دو چشمه را نتوان بست و راه آب گرفت ۷

بیا، به کوی خرابات از طریق ادب
که عقل کل به ادب جا در آن جناب گرفت ۸

تو راست بر سر چشم جهان مکان «حاجب »
که یار پیش تو ناگه ز رخ حجاب گرفت ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۴۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۳ - بسته زلف چو زنجیر تو بس شیر نر است
گوهر بعدی:شماره ۴۵ - نزد ما خوبترین هدیه به عالم ادب است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.