هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق و وصال سخن می‌گوید و با استفاده از تصاویر زیبا مانند ماه، خورشید، و طبیعت، احساسات شاعر را بیان می‌کند. همچنین، به مفاهیم عرفانی مانند جستجوی حقیقت و تجلی الهی در جهان اشاره دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عرفانی و عاشقانه‌ی عمیق این شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد و درک آن نیاز به تجربه و دانش بیشتری از ادبیات عرفانی دارد.

شماره ۱۳۵ - زانروز که تا ماه رخش در نظر آمد

زانروز که تا ماه رخش در نظر آمد
کام دلم از رهگذر دیده برآمد ۱

خورشید جمالش چو زد از مشرق جان سر
شد صبح وصال و شب هجران بسر آمد ۲

ای بیخبر از ما خبر از عشق چه پرسی
آنرا که خبر شد ز خبر بیخبر آمد ۳

میخواست کند جلوه در آئینه ذرات
گه مهر فروزان شد و گاهی قمر آمد ۴

گه طالب گوهر شد و در بحر فرو رفت
گه بحر و گهی موج و صدف گه گهر آمد ۵

مجنون خود و لیلی خود گشت که ناگاه
هر دم بلباس دگری جلوه گر آمد ۶

گه موسی فرعون کش و گه ید بیضا
گه طور و گهی بارقه و گه شجر آمد ۷

گه سیدو گه سرور گه تاج و گهی تخت
که نور علی آن شه زرین کمر آمد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۱۸۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۳۴ - کس در دل من ره بجز آن دیار ندارد
گوهر بعدی:شماره ۱۳۶ - دربرم یار دلنواز آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.