هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و فراق یار خود مینالد و از جمال و کمال معشوق سخن میگوید. او از درد هجران و بیتوجهی معشوق شکایت دارد و بیان میکند که هیچکس در جهان به زیبایی و دلربایی معشوق او نیست.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال نامفهوم یا سنگین باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای سنین پایین قابل درک نباشد.
شماره ۲۲ - بدل بنشسته تا نقش خیالت
بدل بنشسته تا نقش خیالت
نظر نگشاده ام جز بر جمالت ۱
چرا پیچم سر از هجران خونریز
که دارم خونبهائی چون وصالت ۲
نگارا صد رهم کشتی و آخر
نپرسیدی ز من چونست حالت ۳
ز جورت نالم و ترسم نشیند
بدل از ناله او گرد ملالت ۴
خورد گر خون مردم ترک چشمت
چو شیر مادرش کردم حلالت ۵
کمالت را چسان آرم به تحریر
کا ناید در قلم شرح کمالت ۶
بدین خوبی و لطف ودلربائی
ندیدم در جهان هرگز وصالت ۷
چو نور از پای تا سربرنگیرم
گرم هر دم شود سر پایمالت ۸
نظر نگشاده ام جز بر جمالت ۱
چرا پیچم سر از هجران خونریز
که دارم خونبهائی چون وصالت ۲
نگارا صد رهم کشتی و آخر
نپرسیدی ز من چونست حالت ۳
ز جورت نالم و ترسم نشیند
بدل از ناله او گرد ملالت ۴
خورد گر خون مردم ترک چشمت
چو شیر مادرش کردم حلالت ۵
کمالت را چسان آرم به تحریر
کا ناید در قلم شرح کمالت ۶
بدین خوبی و لطف ودلربائی
ندیدم در جهان هرگز وصالت ۷
چو نور از پای تا سربرنگیرم
گرم هر دم شود سر پایمالت ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۱۹۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱ - بدل عمریست می ورزم خیالت
گوهر بعدی:شماره ۲۳ - ساقیا جرعه شراب کجاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.