هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به توصیف زیباییهای بهار و نوروز میپردازد. شاعر از طبیعت، گلها، بادهای معطر و ابرهای بارانزا سخن میگوید و از می و جشن نوروز به عنوان نماد شادی و احترام یاد میکند. همچنین، در بخشی از شعر، مدح و ستایشی از شخصی به نام خواجه ابو العباس و عدل و امنیت او بیان شده است.
رده سنی:
16+
این متن به دلیل استفاده از زبان شعر کلاسیک فارسی و مفاهیم عمیق ادبی، برای مخاطبانی مناسب است که با ادبیات فارسی آشنایی نسبی دارند و توانایی درک مفاهیم پیچیدهتر را دارند. همچنین، برخی از واژگان و مفاهیم ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شمارهٔ ۳۶ - در مدح خواجه ابوالعباس
بیار ساقی زرین نبید و سیمین کاس
به باده حرمت و قدر بهار را بشناس ۱
نبید خور که به نوروز هر که می نخورد
نه از گروه کرامست و نز عداد اناس ۲
نگاه کن که به نوروز چون شدهست جهان
چو کارنامهٔ مانی در آبگون قرطاس ۳
فرو کشید گل سرخ رویبند از روی
برآورید گل مشکبوی سر ز تراس ۴
همی نثار کند ابر شامگاهی در
همی عبیر کند باد بامدادی آس ۵
درست گویی نخاس گشت باد صبا
درخت گل به مثل چون کنیزک نخاس ۶
خجسته را به جز از خردما ندارد گوش
بنفشه را به جز از کرکما ندارد پاس ۷
هزاردستان این مدحت منوچهری
کند روایت در مدح خواجه ابو العباس ۸
بزرگ بار خدایی که ایزد متعال
یگانه کرد به توفیقش از جمیع الناس ۹
همه به کردن خیرست مر ورا همت
همه به دادن مالست مر ورا وسواس ۱۰
هزار بار ز عنبر شهیترست به خلق
هزار بار ز آهن قویترست به باس ۱۱
چو عدل او هست آنجایگه نباشد جور
چو امن او هست آنجایگاه نیست هراس ۱۲
خدای، عز و جل، از تنش بگرداناد
مکاره دو جهان و وساوس خناس ۱۳
به باده حرمت و قدر بهار را بشناس ۱
نبید خور که به نوروز هر که می نخورد
نه از گروه کرامست و نز عداد اناس ۲
نگاه کن که به نوروز چون شدهست جهان
چو کارنامهٔ مانی در آبگون قرطاس ۳
فرو کشید گل سرخ رویبند از روی
برآورید گل مشکبوی سر ز تراس ۴
همی نثار کند ابر شامگاهی در
همی عبیر کند باد بامدادی آس ۵
درست گویی نخاس گشت باد صبا
درخت گل به مثل چون کنیزک نخاس ۶
خجسته را به جز از خردما ندارد گوش
بنفشه را به جز از کرکما ندارد پاس ۷
هزاردستان این مدحت منوچهری
کند روایت در مدح خواجه ابو العباس ۸
بزرگ بار خدایی که ایزد متعال
یگانه کرد به توفیقش از جمیع الناس ۹
همه به کردن خیرست مر ورا همت
همه به دادن مالست مر ورا وسواس ۱۰
هزار بار ز عنبر شهیترست به خلق
هزار بار ز آهن قویترست به باس ۱۱
چو عدل او هست آنجایگه نباشد جور
چو امن او هست آنجایگاه نیست هراس ۱۲
خدای، عز و جل، از تنش بگرداناد
مکاره دو جهان و وساوس خناس ۱۳
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۱۳
۵۲۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۳۵ - در مدح خواجه احمد عبدالصمد وزیر سلطان مسعود
گوهر بعدی:شمارهٔ ۳۷ - در مدح سلطان مسعود غزنوی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.