هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از احساسات عمیق و عاشقانه خود سخن می‌گوید. او از درد دل، عشق، امید و بلایا صحبت می‌کند و با استفاده از استعاره‌ها و تصاویر شاعرانه، حالات درونی خود را بیان می‌کند. شاعر از عشق به عنوان یک نیروی قدرتمند و گاهی ویرانگر یاد می‌کند و به مفاهیمی مانند امید، درد و رسیدن به مقصد اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق و استعاره‌های پیچیده است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌های زندگی دارد. همچنین، مفاهیم عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۳۶ - مرا دانهٔ دل بر آتش فتاده است

مرا دانهٔ دل بر آتش فتاده است
از آن نعرهٔ من چنین خوش فتاده است ۱

به هفت آسمان هشتمین در فزایم
ز دود دلی کاسمان‌وش فتاده است ۲

من آن آب نادیه نخل بلندم
که از جان من در من آتش فتاده است ۳

غلط گفته‌ام نخل چه؟ کز دو دیده
چو نیلوفرم آب مفرش فتاده است ۴

دلم عافیت می‌شمارد بلا را
بنام ایزد این دل بلاکش فتاده است ۵

امیدم به اندازهٔ دل رسیده است
خدنگم به بالای ترکش فتاده است ۶

منم خرم و یک فتاده است نقشم
شما غمگن و نقشتان شش فتاده است ۷

بر اسب بلا من به منزل رسیدم
کجائی تو کز بادت ابرش فتاده است ۸

من و گوشه‌ای کمتر از گوش ماهی
که گیتی چو دریا مشوش فتاده است ۹

عجب کعبتینی است بی‌نقش گیتی
ولی تخت نردش منقش فتاده است ۱۰

منه بیش خاقانیا بر جهان دل
که عاشق کش است ارچه دلکش فتاده است ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۵۲۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۵ - در جهان هیچ سینه بی‌غم نیست
گوهر بعدی:غزل ۳۷ - من ندانستم که عشق این رنگ داشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.