هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و وصال معشوق سخن میگوید و از زیبایی و جذابیت او تعریف میکند. شاعر عشق خود را به معشوق به عنوان قضای آسمانی و جاودانه توصیف میکند و از تأثیر عمیق این عشق بر دل خود سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی ادبی دارد.
غزل ۶۵ - عشق تو قضای آسمانی است
عشق تو قضای آسمانی است
وصل تو بقای جاودانی است ۱
در سایهٔ زلف تو دل من
همسایهٔ نور آسمانی است ۲
بربود دلم کمند زلفت
حقا که مرا بدو گمانی است ۳
پیداست چو آفتاب کان دل
در سایهٔ زلف تو نهانی است ۴
عشق تو به جان خریدم ارچه
آتش همه جای رایگانی است ۵
هرچند بر آستان کویت
گردون به محل پاسبانی است ۶
دل جوئی کن که نیکوان را
دل جوئی رسم باستانی است ۷
خاقانی را به دولت تو
کار سخنان هزار کانی است ۸
وصل تو بقای جاودانی است ۱
در سایهٔ زلف تو دل من
همسایهٔ نور آسمانی است ۲
بربود دلم کمند زلفت
حقا که مرا بدو گمانی است ۳
پیداست چو آفتاب کان دل
در سایهٔ زلف تو نهانی است ۴
عشق تو به جان خریدم ارچه
آتش همه جای رایگانی است ۵
هرچند بر آستان کویت
گردون به محل پاسبانی است ۶
دل جوئی کن که نیکوان را
دل جوئی رسم باستانی است ۷
خاقانی را به دولت تو
کار سخنان هزار کانی است ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۶۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۴ - کیست که در کوی تو فتنهٔ روی نیست
گوهر بعدی:غزل ۶۶ - میخور که جهان حریف جوی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.