هوش مصنوعی:
این متن عاشقانه و فلسفی بیانگر عشق عمیق و وابستگی به معشوق است. شاعر از ناتوانی در بیان عشق خود و ناتوانی در قرار دادن گوهر وجودی خود در جای نامناسب سخن میگوید. او همچنین از ناتوانی در تغییر سرنوشت و زمانه شکایت میکند و اظهار میدارد که تنها در کوی معشوق آرامش مییابد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۱۱۰ - مهر تو بر دیگران نتوان نهاد
مهر تو بر دیگران نتوان نهاد
گوهر اندر خاکدان نتوان نهاد ۱
مایهٔ من کیمیای عشق توست
مایه در وجه زیان نتوان نهاد ۲
دست دست توست و جان ماوای تو
پای صورت در میان نتوان نهاد ۳
بارها گفتی که بوسی بخشمت
تا نبخشی، دل بر آن نتوان نهاد ۴
بر جهان گفتی که دل باید نهاد
بر تو بتوان، بر جهان نتوان نهاد ۵
گر زمانه داد ندهد یا فلک
بر تو جرم این و آن نتوان نهاد ۶
با زمانه پنجه درنتوان فکند
بر فلک هم نردبان نتوان نهاد ۷
تا به کوی توست خاقانی مقیم
رخت او بر آستان نتوان نهاد ۸
گوهر اندر خاکدان نتوان نهاد ۱
مایهٔ من کیمیای عشق توست
مایه در وجه زیان نتوان نهاد ۲
دست دست توست و جان ماوای تو
پای صورت در میان نتوان نهاد ۳
بارها گفتی که بوسی بخشمت
تا نبخشی، دل بر آن نتوان نهاد ۴
بر جهان گفتی که دل باید نهاد
بر تو بتوان، بر جهان نتوان نهاد ۵
گر زمانه داد ندهد یا فلک
بر تو جرم این و آن نتوان نهاد ۶
با زمانه پنجه درنتوان فکند
بر فلک هم نردبان نتوان نهاد ۷
تا به کوی توست خاقانی مقیم
رخت او بر آستان نتوان نهاد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۹ - جانا لب تو پیشکش از ما چه ستاند
گوهر بعدی:غزل ۱۱۱ - پردهٔ نو ساخت عشق، زخمهٔ نو در فزود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.