هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از عشق به دوستش و از دست دادن او، صبر و تحملش در برابر هجران، و جفاهای دوستش میگوید. شاعر احساسات خود را با تصاویر زیبا و استعارههای عمیق بیان میکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهتر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۱۲۰ - دوست مرا رطل عشق تا خط بغداد داد
دوست مرا رطل عشق تا خط بغداد داد
لاجرم از خط صبر کار برون اوفتاد ۱
صبر هزیمت گرفت کز صف مژگان او
غمزه کمان درکشید، فتنه کمین برگشاد ۲
عشق به اول مرا همچو گل از پای سود
دوست به آخر مرا همچو گل از دست داد ۳
تا در امید من هجر به مسمار کرد
یاد وصالش مرا نعل در آتش نهاد ۴
میکند از بدخوئی آنچه نکرده است کس
گرچه بدی میکند، چشم بدش دورباد ۵
سینهٔ خاقانی است سوختهٔ عشق او
او به جفا میدهد سوختگان را به باد ۶
لاجرم از خط صبر کار برون اوفتاد ۱
صبر هزیمت گرفت کز صف مژگان او
غمزه کمان درکشید، فتنه کمین برگشاد ۲
عشق به اول مرا همچو گل از پای سود
دوست به آخر مرا همچو گل از دست داد ۳
تا در امید من هجر به مسمار کرد
یاد وصالش مرا نعل در آتش نهاد ۴
میکند از بدخوئی آنچه نکرده است کس
گرچه بدی میکند، چشم بدش دورباد ۵
سینهٔ خاقانی است سوختهٔ عشق او
او به جفا میدهد سوختگان را به باد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۵۳۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۹ - چشم ما بر دوخت عشق و پردهٔ ما بردرید
گوهر بعدی:غزل ۱۲۱ - دل رفت و میندانم حالش که خود کجا شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.