هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از شب وصال با معشوق خود سخن میگوید. او این شب را بهعنوان تاریخی ماندگار و فراموشنشدنی توصیف میکند و از عشق عمیق خود به معشوق و احساساتش در آن شب صحبت میکند. شاعر همچنین به تأثیرات این وصال بر خود و دیگران اشاره میکند و از احساس شادی و سرور خود میگوید.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۱۷۷ - آباد بر آن شب که شب وصلت ما بود
آباد بر آن شب که شب وصلت ما بود
زیرا که نه شب بود که تاریخ بقا بود ۱
بودند بسی سوختگان گرد در او
لیکن به سرا پردهٔ او بار مرا بود ۲
من سایه شدم او ز پس چشم رقیبان
بر صورت من راست چو خورشید سما بود ۳
بر چشم من آن ماه جهانسوز رقم بود
بر عشق وی این آه جهانسوز گوا بود ۴
از وی طلب عهد و ز من لفظ بلی بود
از من سخن عذر و ازو عین رضا بود ۵
بیرون ز قضا و ز قدر بود وصالش
چه جای قدر بود و چه پروای قضا بود ۶
هر نعت که در وصف مثالش بشنودم
با صورت وصلش همه آن وصف خطا بود ۷
من شیفته از شادی و پرسان ز دل خویش
کای دل به جهان اینکه مرا بود که را بود ۸
من بودم و او و صفت حال من و او
صاحب خبران صبحدم و باد صبا بود ۹
تا لاجرم امروز سمر شد که شب دوش
پروانهای اندر حرم شمع صفا بود ۱۰
آواز ز عشاق برآمد که فلان شب
معراج دگر نوبت خاقانی ما بود ۱۱
زیرا که نه شب بود که تاریخ بقا بود ۱
بودند بسی سوختگان گرد در او
لیکن به سرا پردهٔ او بار مرا بود ۲
من سایه شدم او ز پس چشم رقیبان
بر صورت من راست چو خورشید سما بود ۳
بر چشم من آن ماه جهانسوز رقم بود
بر عشق وی این آه جهانسوز گوا بود ۴
از وی طلب عهد و ز من لفظ بلی بود
از من سخن عذر و ازو عین رضا بود ۵
بیرون ز قضا و ز قدر بود وصالش
چه جای قدر بود و چه پروای قضا بود ۶
هر نعت که در وصف مثالش بشنودم
با صورت وصلش همه آن وصف خطا بود ۷
من شیفته از شادی و پرسان ز دل خویش
کای دل به جهان اینکه مرا بود که را بود ۸
من بودم و او و صفت حال من و او
صاحب خبران صبحدم و باد صبا بود ۹
تا لاجرم امروز سمر شد که شب دوش
پروانهای اندر حرم شمع صفا بود ۱۰
آواز ز عشاق برآمد که فلان شب
معراج دگر نوبت خاقانی ما بود ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۵۱۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۷۶ - زان بخششی که بر در عالم شد
گوهر بعدی:غزل ۱۷۸ - عافیت کس نشان دهد؟ ندهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.