هوش مصنوعی:
این متن شعری است که مخاطب را به جستجوی معنای عمیقتر زندگی، فراتر از محدودیتهای مادی و عقلانی، دعوت میکند. شاعر از مخاطب میخواهد که از قید و بندهای دنیوی رها شود، به دنبال حقیقت و رهبری معنوی برود، و از طریق خودشناسی و جستجوی معنویت، به جایگاه والاتری دست یابد. همچنین، متن بر اهمیت رهایی از وابستگیهای مادی و جستجوی آزادی معنوی تأکید دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رهایی از وابستگیهای مادی و جستجوی معنویت ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۲۷۴ - برون از جهان تکیه جایی طلب کن
برون از جهان تکیه جایی طلب کن
ورای خرد پیشوایی طلب کن ۱
قلم برکش و بر دو گیتی رقم زن
قدم درنه و رهنمایی طلب کن ۲
جهان فرش توست آستینی برافشان
فلک عرش توست استوایی طلب کن ۳
همه درد چشم تو شد هستی تو
شو از نیستی توتیایی طلب کن ۴
چو در گنبدی همصف مردگانی
ز گنبد برون شو بقایی طلب کن ۵
خدایان رهزن بسی یابی اینجا
جدا زین خدایان خدایی طلب کن ۶
مر این پنج دروازهٔ چار حد را
به از هفت و نه پادشایی طلب کن ۷
مگو شاه سلطان اگر مرد دردی
ز رندان وقت آشنایی طلب کن ۸
کلید همه دار ملک سلاطین
به زیر گلیم گدایی طلب کن ۹
به سیران مده نوشداروی معنی
ز تشنه دلان ناشتائی طلب کن ۱۰
به باغ دل ار بلبل درد خواهی
به خاقانی آی و نوایی طلب کن ۱۱
ورای خرد پیشوایی طلب کن ۱
قلم برکش و بر دو گیتی رقم زن
قدم درنه و رهنمایی طلب کن ۲
جهان فرش توست آستینی برافشان
فلک عرش توست استوایی طلب کن ۳
همه درد چشم تو شد هستی تو
شو از نیستی توتیایی طلب کن ۴
چو در گنبدی همصف مردگانی
ز گنبد برون شو بقایی طلب کن ۵
خدایان رهزن بسی یابی اینجا
جدا زین خدایان خدایی طلب کن ۶
مر این پنج دروازهٔ چار حد را
به از هفت و نه پادشایی طلب کن ۷
مگو شاه سلطان اگر مرد دردی
ز رندان وقت آشنایی طلب کن ۸
کلید همه دار ملک سلاطین
به زیر گلیم گدایی طلب کن ۹
به سیران مده نوشداروی معنی
ز تشنه دلان ناشتائی طلب کن ۱۰
به باغ دل ار بلبل درد خواهی
به خاقانی آی و نوایی طلب کن ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۴۹۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۷۳ - خرمی کان فلک دهد غم دان
گوهر بعدی:غزل ۲۷۵ - سوختم چون بوی برناید ز من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.