هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و فراق سخن میگوید و از ناامیدی و دردهای عاطفی خود مینالد. او از بیوفایی روزگار و نبود یار آشنا شکایت کرده و از انتظار بیثمر و تلاشهای بینتیجه خود میگوید. شاعر همچنین به ناتوانی در تحمل غم و فقدان صبر اشاره میکند و از قحطی آشنایان در روزگار خود اظهار تأسف مینماید.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، موضوعاتی مانند ناامیدی و فراق ممکن است برای سنین پایینتر سنگین و نامناسب باشد.
غزل ۳۱۱ - ای برقرار خوبی، با تو قرار من چه
ای برقرار خوبی، با تو قرار من چه
از سکه گشت کارم، تدبیر کار من چه ۱
زرین رخم ز عشقت بیآب و سنگ مانده
بر سنگ تو ندانم آب و عیار من چه ۲
بر بوی وصل تا کی درد سر فراقت
آن می هنوز در خم چندین خمار من چه ۳
دادم به باد عمری در انتظار روزی
این روز بیمرادی در انتظار من چه ۴
دیدم به طالع خود عشق آمد اختیارم
این داغ ناامیدی بر اختیار من چه ۵
زنهار تا نگویی کاین غم به صبر بنشان
گر صبر غم نشاندی پس زینهار من چه ۶
گوئی به هیچ عهدی یک آشنا نبوده است
این قحط آشنایان در روزگار من چه ۷
خاقانیا چه گویی آید به دست یاری
چون یار نیست ممکن سوداش یار من چه ۸
از سکه گشت کارم، تدبیر کار من چه ۱
زرین رخم ز عشقت بیآب و سنگ مانده
بر سنگ تو ندانم آب و عیار من چه ۲
بر بوی وصل تا کی درد سر فراقت
آن می هنوز در خم چندین خمار من چه ۳
دادم به باد عمری در انتظار روزی
این روز بیمرادی در انتظار من چه ۴
دیدم به طالع خود عشق آمد اختیارم
این داغ ناامیدی بر اختیار من چه ۵
زنهار تا نگویی کاین غم به صبر بنشان
گر صبر غم نشاندی پس زینهار من چه ۶
گوئی به هیچ عهدی یک آشنا نبوده است
این قحط آشنایان در روزگار من چه ۷
خاقانیا چه گویی آید به دست یاری
چون یار نیست ممکن سوداش یار من چه ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۵۰۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۱۰ - در صبوح آن راح ریحانی بخواه
گوهر بعدی:غزل ۳۱۲ - ای دل به جفات جان نهاده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.