هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از گذر عمر و ناپایداری آن سخن می‌گوید. او از فراق یار و ناامیدی از بازگشت او می‌نالد و از این که عمر را به هدر داده است، اظهار تأسف می‌کند. شاعر همچنین از عشق و جفای معشوق و تأثیرات منفی آن بر زندگی خود سخن می‌گوید.
رده سنی: 18+ این متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی مانند گذر عمر، ناامیدی، و عشق است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده‌ی ادبی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۳۹۸ - چو عمر رفته تو کس را به هیچ کار نیایی

چو عمر رفته تو کس را به هیچ کار نیایی
چو عمر نامده هم اعتماد را به نشایی ۱

عزیز بودی چون عمر و همچو عمر برفتی
چو عمر رفته ز دستم نداند آنکه کی آیی ۲

مرا چو عمر جوانی فریب دادی رفتی
تو همچو عمر جوانی، برو نه اهل وفایی ۳

دلم تو را و جهان را وداع کرد به عمری
که او به ترک سزا بود و تو به هجر سزایی ۴

چو عمر نفس‌پرستان که بر محال گذشت آن
برفتی از سر غفلت نپرسمت که کجایی ۵

تو را به سلسلهٔ صبر خواستم که ببندم
ولی تو شیفته چون عمر بیش بند نپایی ۶

ز دست عمر سبک پای سرگران به تو نالم
که عمر من ز تو آموخت این گریخته پایی ۷

تو هم‌چو روزی بسیار نارسیده بهی ز آن
که عمر کاهی اگرچه نشاط دل بفزایی ۸

مرا ز تو همه عمر است ماتم همه روزه
که هم‌چو عید به سالی دوبار روی نمایی ۹

چو عمر رفته به محنت که غم فزاید یادش
به یاد نارمت ایرا که یادگار بلایی ۱۰

چو روز فرقت یاران که نشمرند ز عمرش
ز عمر نشمرم آن ساعتی که پیش من آیی ۱۱

ز خوان وصل تو کردم خلال و دست بشستم
به آب دیده ز عشقت که زهر عمر گزایی ۱۲

مرا به سال مزن طعنه گر کهن شده سروم
که تو به تازگی عمر هم‌چو گل به نوایی ۱۳

تویی که نقب زنی در سرای عمر و به آخر
نه نقد وقت بری کیسهٔ حیات ربایی ۱۴

چنان که از دیت خون بود حیات دوباره
دوباره عمر شمارم که یابم از تو جدایی ۱۵

من از غم تو و از عمر سیر گشتم ازیرا
چو غم نتیجهٔ عمری چو عمر دام بلایی ۱۶

به عمرم از تو چه اندوختم جزین زر چهره
به زر مرا چه فریبی که کیمیای جفایی ۱۷

برو که تشنهٔ دیرینه‌ای به خون من آری
نپرسم از تو که چون عمر زود سیر چرایی ۱۸

تنم ببندی و کارم به عمرها نگشایی
که کم عیاری اگرچه چو عمر بیش بهایی ۱۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۹
کانال گوهرین در ایتا
۶۲۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۹۷ - از روی تو فروزد شمع سرای عیسی
گوهر بعدی:غزل ۳۹۹ - دیوانه شوم چون تو پری‌وار نمایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.