هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از زیبایی و جمال معشوق خود سخن میگوید و از عشق و وفاداری به او یاد میکند. شاعر از غم و اندوهی که بر دلش سنگینی میکند نیز صحبت میکند و در نهایت به امید وصال و صبوری اشاره میکند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی داشته باشد تا به درستی درک شود.
غزل ۳۷ - جمالت بر سر خوبی کلاهست
جمالت بر سر خوبی کلاهست
بنامیزد نه رویست آن که ماهست ۱
تویی کز زلف و رخ در عالم حسن
ترا هم نیم شب هم چاشتگاهست ۲
بسا خرمن که آتش در زدی باش
هنوزت آب خوبی زیر کاهست ۳
پی عهدت نیاید جز در آن راه
کز آنجا تا وفا صد ساله راهست ۴
ز عشوت روز عمرم در شب افتاد
وزین غم بر دلم روز سیاهست ۵
پس از چندی صبوری داد باشد
که گویم بوسهای گویی پگاهست ۶
شبی قصد لبت کردم از آن شب
سپاه کین چشمت در سپاهست ۷
به تیر غمزه مژگانت انوری را
بکشتند و برین شهری گواهست ۸
لبت را گو که تدبیر دیت کن
سر زلفت مبر کو بیگناهست ۹
بنامیزد نه رویست آن که ماهست ۱
تویی کز زلف و رخ در عالم حسن
ترا هم نیم شب هم چاشتگاهست ۲
بسا خرمن که آتش در زدی باش
هنوزت آب خوبی زیر کاهست ۳
پی عهدت نیاید جز در آن راه
کز آنجا تا وفا صد ساله راهست ۴
ز عشوت روز عمرم در شب افتاد
وزین غم بر دلم روز سیاهست ۵
پس از چندی صبوری داد باشد
که گویم بوسهای گویی پگاهست ۶
شبی قصد لبت کردم از آن شب
سپاه کین چشمت در سپاهست ۷
به تیر غمزه مژگانت انوری را
بکشتند و برین شهری گواهست ۸
لبت را گو که تدبیر دیت کن
سر زلفت مبر کو بیگناهست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۵۴۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۶ - مرا دانی که بیتو حال چونست
گوهر بعدی:غزل ۳۸ - عشق تو دل را نکو پیرایهایست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.