هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساسات عمیق و عاشقانهی شاعر است که تحت تأثیر عشق و جذبههای معشوق قرار گرفته است. شاعر از تأثیرات عشق بر ایمان، جان، عقل و زندگی خود سخن میگوید و بیان میکند که عشق همه چیز او را تحت تأثیر قرار داده و حتی عقلش را نیز به تسلیم واداشته است.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیدهی ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۷۵ - آرزوی روی تو جانم ببرد
آرزوی روی تو جانم ببرد
کافریهای تو ایمانم ببرد ۱
از جهان ایمان و جانی داشتم
عشق تو هم این و هم آنم ببرد ۲
غمزهات از بیخ وز بارم بکند
عشوهات از خان و از مانم ببرد ۳
شحنهٔ عشقت دلم را چون بخواند
از حساب جعل خود جانم ببرد ۴
عقل را گفتم که پنهان شو برو
کین همه پیدا و پنهانم ببرد ۵
گفت اگر این بار دست از من بداشت
باز باز آمد به دستانم ببرد ۶
انوری چند از شکایتهای عشق
کو فلان بگذاشت و بهمانم ببرد ۷
این همه بگذار و میگوی انوری
آرزوی روی تو جانم ببرد ۸
کافریهای تو ایمانم ببرد ۱
از جهان ایمان و جانی داشتم
عشق تو هم این و هم آنم ببرد ۲
غمزهات از بیخ وز بارم بکند
عشوهات از خان و از مانم ببرد ۳
شحنهٔ عشقت دلم را چون بخواند
از حساب جعل خود جانم ببرد ۴
عقل را گفتم که پنهان شو برو
کین همه پیدا و پنهانم ببرد ۵
گفت اگر این بار دست از من بداشت
باز باز آمد به دستانم ببرد ۶
انوری چند از شکایتهای عشق
کو فلان بگذاشت و بهمانم ببرد ۷
این همه بگذار و میگوی انوری
آرزوی روی تو جانم ببرد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۵۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۴ - دلم را انده جان میندارد
گوهر بعدی:غزل ۷۶ - بدیدم جهان را نوایی ندارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.