هوش مصنوعی:
این شعر از انوری است که در آن شاعر از عشق و جفای معشوق شکایت میکند و از او میخواهد که دیگر به او آزار نرساند. شاعر با بیان احساسات خود، از معشوق میخواهد که رفتارش را تغییر دهد و به عشق او احترام بگذارد.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات و مفاهیم موجود در شعر نیاز به درک و تجربه بیشتری از زندگی و روابط عاطفی دارند.
غزل ۲۴۷ - شرم دار آخر جفا چندین مکن
شرم دار آخر جفا چندین مکن
قصد آزار من مسکین مکن ۱
پایی از غم در رکاب آوردهام
بیش از این اسب جفا را زین مکن ۲
در غم ماه گریبانت مرا
هر شبی دامن پر از پروین مکن ۳
چند گویی یار دیگر میکنم
هرچه خواهی کن ولیکن این مکن ۴
بوسهای خواهم طمع در جان کنی
نقد کردم گیر و هان و هین مکن ۵
چون سبکروحی گران کابین مباش
جان شیرین ناز ناشیرین مکن ۶
عشق را گویی فلان را خون بریز
عشق را خون ریختن تلقین مکن ۷
ای پسر عید ترا قربان بسی است
انوری را از میان تعیین مکن ۸
قصد آزار من مسکین مکن ۱
پایی از غم در رکاب آوردهام
بیش از این اسب جفا را زین مکن ۲
در غم ماه گریبانت مرا
هر شبی دامن پر از پروین مکن ۳
چند گویی یار دیگر میکنم
هرچه خواهی کن ولیکن این مکن ۴
بوسهای خواهم طمع در جان کنی
نقد کردم گیر و هان و هین مکن ۵
چون سبکروحی گران کابین مباش
جان شیرین ناز ناشیرین مکن ۶
عشق را گویی فلان را خون بریز
عشق را خون ریختن تلقین مکن ۷
ای پسر عید ترا قربان بسی است
انوری را از میان تعیین مکن ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۵۰۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۶ - روی خوب خویش را پنهان مکن
گوهر بعدی:غزل ۲۴۸ - ز من برگشتی ای دلبر دریغا روزگار من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.