هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به موضوع عشق و معنا میپردازد. شاعر بیان میکند که صورت ظاهری اشیا و افراد بدون معنا بیارزش است و تنها با درک معنا میتوان به حقیقت دست یافت. او عشق را به عنوان نیرویی قدرتمند توصیف میکند که از نظر جامعه ممکن است دیوانگی تلقی شود، اما در واقع نشانهای از عقل و درک عمیق است. شاعر همچنین به انتقاد از کسانی میپردازد که بدون درک عشق، دیگران را از آن منع میکنند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند انتقاد از فقیهان و بحث درباره عشق ممکن است نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری برای درک کامل داشته باشد.
غزل ۱۰۰ - صورت او را ز معنی آشنایی با دلست
صورت او را ز معنی آشنایی با دلست
ورنه صورتها بسی دانم که از آب و گلست ۱
صورت بت کافری باشد پرستیدن ولی
بت پرست ار معنی بت بازیابد واصلست ۲
هر که او را دیدهای باشد، شناسد صورتی
کار صورت سهل باشد، ره به معنی مشکلست ۳
ما نظر با روی او از راه معنی کردهایم
آنکه ما را بستهٔ صورت شناسد غافلست ۴
چون دلی داری، به دلداری فرو بندش روان
ور نداری، رو، که ما را این حکایت با دلست ۵
گر فقیه از عشق منعت میکند،مشنو،که او
سالها تحصیل کرد و هم چنان بیحاصلست ۶
طالبان عشق را دیوانه میگویند خلق
و آنکه در وی نیست عشقی، من نگویم: عاقلست ۷
ترک عشق و باده خوردن چون توان کرد؟ ای سبک
تا گرانی چند گویندم که: مردی فاضلست ۸
اوحدی، اقبال میجویی، رخش را قبله ساز
هر که او مقبول این درگاه گردد مقبلست ۹
ورنه صورتها بسی دانم که از آب و گلست ۱
صورت بت کافری باشد پرستیدن ولی
بت پرست ار معنی بت بازیابد واصلست ۲
هر که او را دیدهای باشد، شناسد صورتی
کار صورت سهل باشد، ره به معنی مشکلست ۳
ما نظر با روی او از راه معنی کردهایم
آنکه ما را بستهٔ صورت شناسد غافلست ۴
چون دلی داری، به دلداری فرو بندش روان
ور نداری، رو، که ما را این حکایت با دلست ۵
گر فقیه از عشق منعت میکند،مشنو،که او
سالها تحصیل کرد و هم چنان بیحاصلست ۶
طالبان عشق را دیوانه میگویند خلق
و آنکه در وی نیست عشقی، من نگویم: عاقلست ۷
ترک عشق و باده خوردن چون توان کرد؟ ای سبک
تا گرانی چند گویندم که: مردی فاضلست ۸
اوحدی، اقبال میجویی، رخش را قبله ساز
هر که او مقبول این درگاه گردد مقبلست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۵۰۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۹ - دل به صحرا میرود، در خانه نتوانم نشست
گوهر بعدی:غزل ۱۰۱ - هم ز وصف لبت زبان خجلست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.