هوش مصنوعی:
این متن به بیان اهمیت و حضور یک وجود یا قدرت برتر در زندگی انسان میپردازد. شاعر بیان میکند که هر آنچه اتفاق میافتد، تحت تأثیر این وجود برتر است و بدون او هیچ چیز از بین نمیرود. او از دشمن نمیترسد و در برابر مشکلات مقاومت میکند، زیرا ایمان دارد که این وجود برتر از او محافظت میکند. شاعر همچنین بر صداقت و راستی در راه رسیدن به هدف تأکید میکند و بیان میکند که تنها با همراهی این وجود برتر میتوان به مقصد نهایی رسید.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۴۳ - هر نقش که پیش آید گویم: مگر او باشد
هر نقش که پیش آید گویم: مگر او باشد
چون او برود، گویم: آن دگر او باشد ۱
بیاو نبود هرگز چیزی که شود زایل
زیرا نشود زایل آن چیز اگر او باشد ۲
از خصم نمینالم وز تیغ نمیترسم
از تیغ کجا ترسد؟ آن کش سپر او باشد ۳
روزی که به قتل من شمشیر کشد دشمن
بر هم نزنم دیده گر در نظر او باشد ۴
گر راست رود سالک، در هر قدمی او را
هر چیز که پیش آید زان پیشتر او باشد ۵
جز صدق مبر با خود در راه، که تا منزل
هم بدرقه او گردد، هم راهبر او باشد ۶
روزی که تو برگیری دست غلط از دیده
این جمله که میبینی خود سر بسر او باشد ۷
زو گر خبری خواهی، با راهروی بنشین
تا چون خبرت گوید، عین خبر او باشد ۸
چون اوحدی ار خواهی کردن سفر علوی
آنجا نرسی، الا کت بال و پر او باشد ۹
چون او برود، گویم: آن دگر او باشد ۱
بیاو نبود هرگز چیزی که شود زایل
زیرا نشود زایل آن چیز اگر او باشد ۲
از خصم نمینالم وز تیغ نمیترسم
از تیغ کجا ترسد؟ آن کش سپر او باشد ۳
روزی که به قتل من شمشیر کشد دشمن
بر هم نزنم دیده گر در نظر او باشد ۴
گر راست رود سالک، در هر قدمی او را
هر چیز که پیش آید زان پیشتر او باشد ۵
جز صدق مبر با خود در راه، که تا منزل
هم بدرقه او گردد، هم راهبر او باشد ۶
روزی که تو برگیری دست غلط از دیده
این جمله که میبینی خود سر بسر او باشد ۷
زو گر خبری خواهی، با راهروی بنشین
تا چون خبرت گوید، عین خبر او باشد ۸
چون اوحدی ار خواهی کردن سفر علوی
آنجا نرسی، الا کت بال و پر او باشد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۴۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۲ - بیدلان را چاره از روی دلارامی نباشد
گوهر بعدی:غزل ۲۴۴ - با عارض و زلفت قمر و قیر چه باشد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.