هوش مصنوعی:
این شعر از عشق و رنجهای آن سخن میگوید. شاعر از عشق به معشوق و دردهای ناشی از آن مینالد و از بیوفایی و دوری معشوق شکایت میکند. او از عشاقی میگوید که در راه عشق رنج میکشند و از بیتوجهی معشوق به آنها گلایه میکند. همچنین، شاعر از رقیبان و موانع عشق سخن میگوید و از ناامیدی و تلخیهای عشق مینالد.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عشق، رنج و ناامیدی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم عرفانی و احساسی آن نیاز به تجربه و بلوغ فکری بیشتری دارد.
غزل ۳۱۵ - در بند غم عشق تو بسیار کسانند
در بند غم عشق تو بسیار کسانند
تنها نه منم خود، که درین غصه بسانند ۱
در خاک به امید تو خلقیست نشسته
یک روز برون آی و ببین تا به چه سانند؟ ۲
عشاق تو در پیش گرفتند بیابان
کان طایفه ده را پس ازین هیچ کسانند ۳
کو محرم رازی؟ که اسیران محبت
حالی بنویسند و سلامی برسانند ۴
با محتسب شهر بگویید که: امشب
دستار نگهدار، که بیرون عسسانند ۵
ای دانهٔ در، عشق تو دریاست ولیکن
افسوس ! که نزدیک کنار تو خسانند ۶
شاید که ز مصرت به هوس مرد بیاید
خود مردم این شهر مگر بیهوسانند ۷
با جور رقیبان ز لبت کام که یابد؟
من ترک بگفتم که عسل را مگسانند ۸
ای اوحدی، از لاشهٔ لنگ تو چه خیزد؟
کندر طلب او همه تازی فرسانند ۹
افسوس! که در پای تو این تندسواران
بسیار دویدند و همان باز پسانند ۱۰
تنها نه منم خود، که درین غصه بسانند ۱
در خاک به امید تو خلقیست نشسته
یک روز برون آی و ببین تا به چه سانند؟ ۲
عشاق تو در پیش گرفتند بیابان
کان طایفه ده را پس ازین هیچ کسانند ۳
کو محرم رازی؟ که اسیران محبت
حالی بنویسند و سلامی برسانند ۴
با محتسب شهر بگویید که: امشب
دستار نگهدار، که بیرون عسسانند ۵
ای دانهٔ در، عشق تو دریاست ولیکن
افسوس ! که نزدیک کنار تو خسانند ۶
شاید که ز مصرت به هوس مرد بیاید
خود مردم این شهر مگر بیهوسانند ۷
با جور رقیبان ز لبت کام که یابد؟
من ترک بگفتم که عسل را مگسانند ۸
ای اوحدی، از لاشهٔ لنگ تو چه خیزد؟
کندر طلب او همه تازی فرسانند ۹
افسوس! که در پای تو این تندسواران
بسیار دویدند و همان باز پسانند ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۶۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۱۴ - قلندران تهی سر کلاه دارانند
گوهر بعدی:غزل ۳۱۶ - خوبرویان جفا پیشه وفا نیز کنند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.