هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از دل‌بستگی‌ها و ناامیدی‌های عاشقانه خود سخن می‌گوید. او از دل‌های شکسته، عشق‌های نافرجام و تلاش‌های بی‌ثمر برای یافتن عشقی جدید صحبت می‌کند. شاعر از تجربیات گذشته درس می‌گیرد و به خواننده هشدار می‌دهد که از تکرار اشتباهات خودداری کند.
رده سنی: 16+ این متن شامل مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و شکست در عشق نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد تا به درستی درک شود.

غزل ۳۹۶ - دل من فتنه شد بر یار دیگر

دل من فتنه شد بر یار دیگر
چه خواهی کردن، ای دل، بار دیگر؟ ۱

ندیدم در تو چندان کاردانی
که اندر پیش گیری کار دیگر ۲

بهل، تا بر سرما پاره گردد
به نام نیک یک دستار دیگر ۳

ازان زاری نه بیزاری، همانا
که از نو می‌نهی بازار دیگر ۴

میانت را نبود آن بند غم بس؟
که می‌بندی بدو زنار دیگر ۵

چنان زان رخنها نیکت نیامد
که خواهی جستن از دیوار دیگر ۶

مرا گویی: کزین یک برخوری تو
چه برخوردم ز پنج و چار دیگر؟ ۷

چرا دلدار نو می‌آزمایی؟
چو دیدی جور آن دلدار دیگر ۸

چو آسانت نشد دشوار، بنشین
چو افتادی درین دشوار دیگر؟ ۹

گرین برق آن چنان سوزد، که دیدم
که دارد طاقت دیدار دیگر؟ ۱۰

تو آن افسانه و افسون ندانی
کزین سوراخ گیری مار دیگر ۱۱

مکن دعوی به عشق شاهدان پر
که موقوفی به این اقرار دیگر ۱۲

بهل عشقی که کشتست اوحدی را
بسان اوحدی بسیار دیگر ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۹۵ - ای دل، بیا و در رخ آن حور می‌نگر
گوهر بعدی:غزل ۳۹۷ - تو از دست که می‌خوردی؟ که خشم آلوده‌ای دیگر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.