هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و مستی معنوی سخن میگوید. او از تلخی هجران و اشکهای خونین یاد میکند و بیان میکند که دلش جز معشوق آرزویی ندارد. شاعر همچنین به نقد صوفیان و زاهدان میپردازد و نشان میدهد که عشق واقعی فراتر از ظواهر است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند نقد صوفیان و زاهدان ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۶۱۰ - کأس می در دست و کوس عشق بر بامستمان
کأس می در دست و کوس عشق بر بامستمان
چون بود انکار با می خواره و با مستمان؟ ۱
زود جام زهد خود بر سنگ شیدایی زند
گر بنوشد صوفی آن صافی که در جا مستمان ۲
آنکه میخواهد که: ما را سر بگرداند ز عشق
تیغ بر کش، گو: چه جای سنگ و دشنامستمان! ۳
ای که میگویی: سر خود گیر و دست از من بدار
تا برون آید سر و دستی که در دامستمان ۴
گر چه بنویسیم صد دفتر نخواهد شد تمام
شرح آن تلخی، که از هجر تو در کامستمان ۵
اشک چشم من کنون خونیست و آن خون نیز هم
چون ببینی یا ز دل، یا از جگر وامستمان ۶
تا ترا دیدیم دل را آرزویی جز تو نیست
تا نپنداری که میل خواب و آرامستمان ۷
تا به منزل باش،گو، کز تو چه خواریها کشیم؟
کانچه دیدیم از تو سودا اولین گامستمان ۸
گر جهان پر نقش باشد در دل ما جز یکی
نیست ممکن، خاصه کاکنون اوحدی نامستمان ۹
چون بود انکار با می خواره و با مستمان؟ ۱
زود جام زهد خود بر سنگ شیدایی زند
گر بنوشد صوفی آن صافی که در جا مستمان ۲
آنکه میخواهد که: ما را سر بگرداند ز عشق
تیغ بر کش، گو: چه جای سنگ و دشنامستمان! ۳
ای که میگویی: سر خود گیر و دست از من بدار
تا برون آید سر و دستی که در دامستمان ۴
گر چه بنویسیم صد دفتر نخواهد شد تمام
شرح آن تلخی، که از هجر تو در کامستمان ۵
اشک چشم من کنون خونیست و آن خون نیز هم
چون ببینی یا ز دل، یا از جگر وامستمان ۶
تا ترا دیدیم دل را آرزویی جز تو نیست
تا نپنداری که میل خواب و آرامستمان ۷
تا به منزل باش،گو، کز تو چه خواریها کشیم؟
کانچه دیدیم از تو سودا اولین گامستمان ۸
گر جهان پر نقش باشد در دل ما جز یکی
نیست ممکن، خاصه کاکنون اوحدی نامستمان ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۷۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۰۹ - تا برگذشت پیشم باز آن پری خرامان
گوهر بعدی:غزل ۶۱۱ - قصهٔ یار سبک روح نگفتم به گرانان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.