هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و فراق معشوق خود سخن میگوید. او از نگاه معشوق، غم فراق، و درد دوری میگوید و بیان میکند که حتی دشمنی و شکست از سوی معشوق برایش قابل تحمل است، اما تحمل دوری و نبودن معشوق برایش سخت است.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عاطفی عمیق و احساسات پیچیدهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات و مفاهیم شعری دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
غزل ۶۶۰ - گر سوی من چنین نگرد چشم مست تو
گر سوی من چنین نگرد چشم مست تو
سر در جهان نهم به غریبی ز دست تو ۱
آمد بهار و خاطر هر کس کشد به باغ
میلی کی او کند که بود پای بست تو؟ ۲
قاضی ترا به دیده ملامت همی کند
بر محتسب، ز دست محبان مست تو ۳
سر بگذرد به چرخ بلندم به گردنی
گر دست من رسد به سر زلف پست تو ۴
صد بار پیش دشمن اگر بشکنی مرا
سهلست پیش من، چو نبینم شکست تو ۵
دردا! که هستیم ز فراق تو نیست شد
کامی ندیده از دهن نیست هست تو ۶
یک ساعت اوحدی به دو چشمت نگاه کرد
پنجاه تیر بر دلش آمد ز شست تو ۷
سر در جهان نهم به غریبی ز دست تو ۱
آمد بهار و خاطر هر کس کشد به باغ
میلی کی او کند که بود پای بست تو؟ ۲
قاضی ترا به دیده ملامت همی کند
بر محتسب، ز دست محبان مست تو ۳
سر بگذرد به چرخ بلندم به گردنی
گر دست من رسد به سر زلف پست تو ۴
صد بار پیش دشمن اگر بشکنی مرا
سهلست پیش من، چو نبینم شکست تو ۵
دردا! که هستیم ز فراق تو نیست شد
کامی ندیده از دهن نیست هست تو ۶
یک ساعت اوحدی به دو چشمت نگاه کرد
پنجاه تیر بر دلش آمد ز شست تو ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۴۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۵۹ - ای عید، بنمودی به من دی صورت ابروی او
گوهر بعدی:غزل ۶۶۱ - ای دلبر سنگین دل، فریاد ز دست تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.