هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و انتظار برای وصال معشوق سخن میگوید. او از معشوق میخواهد که نور و پیامهایش را به سوی او بفرستد و از رنج و دوری شکایت میکند. شاعر همچنین از معشوق میخواهد که پیامهایش را به صورت پنهانی و بدون افشاگری بفرستد و از او میخواهد که به او توجه کند و او را از رنج و دوری نجات دهد.
رده سنی:
16+
این متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد.
غزل ۷۶۶ - ما را چو توانی که ز خود دور فرستی
ما را چو توانی که ز خود دور فرستی
این نیز توانی که بما نور فرستی ۱
در وعدهٔ فردای تو این صبر که کردیم
ما را تو مبادا که بر حور فرستی ۲
بیمنت موسی سخنی چند ز دیدار
بنویس در آن لوح که از طور فرستی ۳
هر نامه که از پیش تو آمد همه شد فاش
زیرا که تو با آن دف و طنبور فرستی ۴
چون من نه به خود باشم و خاطر نه به سامان
رسوا شود آن نیز که مستور فرستی ۵
سر جمله به تفصیل ندانی که بگویم
پیش من ار اوراد چو دستور فرستی ۶
غیر از سخن وصل تو باید که نگوید
قاصد که به پیش من مهجور فرستی ۷
با روی تو کو فرصت گفتار؟ مگر خود
پیغام و نشان خود از آن سور فرستی ۸
زین گلخن و ویرانه برنجیم، نسیمی
وقتست کزان گلشن معمور فرستی ۹
رنجور تو شد اوحدی، ای ماه چه باشد؟
گر شربت آن وصل به رنجور فرستی ۱۰
این نیز توانی که بما نور فرستی ۱
در وعدهٔ فردای تو این صبر که کردیم
ما را تو مبادا که بر حور فرستی ۲
بیمنت موسی سخنی چند ز دیدار
بنویس در آن لوح که از طور فرستی ۳
هر نامه که از پیش تو آمد همه شد فاش
زیرا که تو با آن دف و طنبور فرستی ۴
چون من نه به خود باشم و خاطر نه به سامان
رسوا شود آن نیز که مستور فرستی ۵
سر جمله به تفصیل ندانی که بگویم
پیش من ار اوراد چو دستور فرستی ۶
غیر از سخن وصل تو باید که نگوید
قاصد که به پیش من مهجور فرستی ۷
با روی تو کو فرصت گفتار؟ مگر خود
پیغام و نشان خود از آن سور فرستی ۸
زین گلخن و ویرانه برنجیم، نسیمی
وقتست کزان گلشن معمور فرستی ۹
رنجور تو شد اوحدی، ای ماه چه باشد؟
گر شربت آن وصل به رنجور فرستی ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۵۳۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۶۵ - میی کو ترا میرهاند ز مستی
گوهر بعدی:غزل ۷۶۷ - بس ازین عمر سرسری که به تقلید زیستی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.