هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غزل‌گونه، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق است که با وجود جفا و ستم او، همچنان دل به او بسته است. شاعر از رفتارهای متناقض و طبع ستمگر معشوق شکایت می‌کند، اما در عین حال، عشق و وابستگی خود را به او ابراز می‌دارد. این شعر پر از استعاره‌ها و تشبیهات زیبا است که احساسات پیچیده شاعر را به تصویر می‌کشد.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عاطفی پیچیده و استعاره‌های ادبی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند جفا و ستم در عشق، نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد تا به درستی درک شود.

غزل ۸۱۴ - با چنان شیوه و شیرینی و دلبندی و شنگی

با چنان شیوه و شیرینی و دلبندی و شنگی
نتوان دل به تو دادن، که به جوری و به جنگی ۱

آهوی چشم تو، ای ترک کمربند کمانکش
دل شیران بیابان برباید ز پلنگی ۲

چون سبکدل نشوم در کف چنگ تو؟ که روزی
در نیاری ز جفا با من بیدل سرسنگی ۳

هر دمت رای کسی باشد و اندیشهٔ جایی
من ندانم که تو خود بر چه طریقی و چه ینگی ۴

سپر انداخته‌ام پیش جفا و ستم تو
که به ابرو چو کمانی و به بالا چو خدنگی ۵

از تو امید چه دارم؟ که به یک عهد نپایی
با تو همراه چه باشم؟ که به یک بوسه بلنگی ۶

آن چنان خوی بد و طبع ستمگر که تو داری
به ز ما مرد نیابی، که صبوریم و درنگی ۷

نشوم با تو چو سوسن دو زبان گر تو نباشی
باز چون گل به دورویی و چو نرگس به دو رنگی ۸

بس که چون چنگ به ناکام به نالم ز غم تو
کام دل گر ز تو اکنون بستانم، که به چنگی ۹

گر نداری چو ملک طبع مخالف بچه معنی
اوحدی با تو چو شهدست و تو با او چو شرنگی ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۶۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۱۳ - جانا؛ غم ما نداشتن تا کی؟
گوهر بعدی:غزل ۸۱۵ - گفتم که: بگذرانم روزی به نام و ننگی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.