هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه از زبان شاعری است که از عشق و جمال معشوق خود سخن می‌گوید. او از زیبایی‌های معشوق مانند لب، رخسار، زلف و قد او تعریف می‌کند و از تأثیر این زیبایی‌ها بر دل و جان خود می‌گوید. شاعر همچنین از درد فراق و عشق نافرجام شکایت می‌کند و از معشوق می‌خواهد که با او مهربان باشد.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد که معمولاً در سنین بالاتر یافت می‌شود.

غزل ۸۲۳ - ای غنچه با لب تو ز دل کرده همدمی

ای غنچه با لب تو ز دل کرده همدمی
گل وام کرده از رخ خوب تو خرمی ۱

زلف و رخ ترا ز دل و دیده میکنند
مشک و سمن چو عنبر و کافور خادمی ۲

زان خط سبز و چهرهٔ رنگین و قد راست
یک باغ سوسن و گل و شمشاد با همی ۳

بر صورت تو ماه و پری فتنه میشوند
صبر از تو چون کند دل بیچاره آدمی؟ ۴

ما همچو موم از آتش این غم گداختیم
سنگین دلا، ترا چه تفاوت؟ که بیغمی ۵

پهلو تهی مکن چو میان از کنار ما
ای کرده چون کمر تن ما را خم از خمی ۶

با ما گرت موافقتی نیست راست شو
باشد که در مخالف ما اوفتد کمی ۷

چندین چو زلف بر سر آشفتگی مباش
از چشم دلنواز بیاموز مردمی ۸

گیرم که اوحدی سگ تست، ای انیس دل
از پیش اوچو آهوی وحشی چه میرمی؟ ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۵۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۲۲ - زهی! نادیده از خوبان کسی مثل تو در خیلی
گوهر بعدی:غزل ۸۲۴ - ای داده بر وی تو قمر داو تمامی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.